شبکه کتابداران مصر

    دیروز از شبکه کتابداران مصر نامه ای دریافت کرده بودم که به زبان عربی بود، و درست نمی فهمیدم که چه نوشته است. بنابراین، از دوستان عرب خود خواستم که به من بگویند چه نوشته است. از متن نامه بر می آید که درخواست کرده اند تا مقاله ای که قبلا با عنوان مقدمه ای بر وب شناسی به انگلیسی نوشته بودم برای انتشار به زبان عربی ترجمه کنم. متاسفانه من زبان عربی را تا حدود زیادی فراموش کردم. در نتیجه، از اعضای آن شبکه خواستم که خودشان این کار را انجام دهند.

نوشته : علیرضا نوروزی در ساعت ٩:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱۱/٢۱


پروفسور کریشان کومار

     چند روز قبل نامه ای از پروفسور کریشان کومار دریافت نمودم. باورم نمی شد که کومار که ١٠ سال پیش در دوره کارشناسی و کارشناسی ارشد، کتاب هایش را مطالعه کرده بودم مرا سورپریز کند و برایم نامه ای بنویسد. در این نامه کومار تشکر کرده بود که قوانین رانگاناتان را برای وب (پنج قانون وب) بازنویسی نموده ام و درخواست کرده بود که با هم در تماس باشیم. مشخصات کتاب های جدیدش در مورد فهرستنویسی و کتابخانه های رقومی را برایم فرستاده بود. کریشان کومار حالا با درجه پروفسوری و ریاست بخش کتابداری دانشگاه دهلی هندوستان بازنشسته شده و در شهر تورنتو در کانادا به سر می برد.

نوشته : علیرضا نوروزی در ساعت ۸:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱۱/٢۱


کدام یک درست است: Farsi یاPersian

سایت پرشن بلاگ از یک سو موجب پاسداشت زبان و ادب پارسی شده و امکان مناسبی را برای جوانان ایرانی داخل و خارج کشور فراهم نموده تا بتوانند در مورد موضوع های مورد علاقه خود به زبان پارسی و زبان های هم ریشه مثل زبان کُردی یادداشت بنویسند. با یک جستجوی ساده در موتور کاوش آلتاویستا می توان فهمید که میزان صفحه های موجود در سایت پرشن بلاگ به طور تقریبی پانزده برابر تمام صفحه های موجود در سایت های دانشگاهی ایران است.

domain:ac.ir = 121000

domain:persianblog.ir = 1840000

تعداد صفحه های موجود در سایت پرشن بلاگ، رقم قابل توجهی است. پرشن بلاگ تبدیل به یک کتابخانه عمومی شده است، امروزه می توان هر اطلاعاتی را از تاریخ و جغرافیای سرزمین پارس گرفته تا مطالب علمی در رشته های علوم رایانه و ریاضیات در سایت پرشن بلاگ پیدا کرد.

اما از سوی دیگر عدم کنترل روی وب، غفلت برخی کاربران، همگام نبودن فرهنگستان زبان فارسی با پیشرفت های نوین، نبودن یک شیوه نگارش مشترک و عدم جایگزینی سریع واژه های غیرفارسی با معادل های مناسب، موجب خواهد شد که در درازمدت زبان فارسی دستخوش تغییرهای زیادی شود. البته این مساله نه تنها در پرشن بلاگ بلکه در همه وبنوشت های پارسی زبان وجود دارد، و حتی به صفحه های انگلیسی موجود در تمام وبنوشت های ایرانی رسوخ کرده است. به عنوان نمونه کاربران در صفحه های لاتین به جای واژه Persian از واژه Farsi استفاده می نمایند، بدون اینکه بدانند که ناخواسته در محیط وب نام علمی زبان پارسی را عوض کرده اند. شاید بهتر بود که فرهنگستان زبان فارسی این مساله را به کاربران هشدار دهد و شاید هم باید خود فرهنگستان مقالات بیشتری در مورد این مسائل بنویسد.

 البته جالب است بدانید که در سایت فرهنگستان حتی یک مقاله کوتاه در مورد زبان پارسی به زبان انگلیسی وجود ندارد، گویی که در این مملکت قحط الرجال است که یک نفر پیدا نمی شود در سایت سازمانی که خود را بانی زبان پارسی می داند در مورد این زبان یک مقاله بنویسد. باید اعتراف کرد که ما از لحاظ تبلیغات بین المللی در مورد فرهنگ، زبان، موسیقی و منافع کشورمان واقعا کار نکرده و نمی خواهیم کار کنیم. امروزه خیلی از خارجی ها هم در متون علمی به جای واژه Persian از واژه Farsi استفاده می کنند. برخی هم فکر می کنند که زبان Persian از بین رفته و زبان Farsi در واقع یکی از شاخه های زبان پارسی است. حال بماند اینکه نصف دنیا فکر می کنند که ما ایرانی ها چون مسلمان هستیم، پس عرب هستیم و تا با یک عرب همکلام می شویم سریعا شروع می کند به عربی صحبت کردن، حالا بیا و ثابت کن که به خدا ایرانی ها عرب نیستند، حالا بیا و توضیح بدهید که من عربی نمی فهمم. گویا نمی فهمند که ما ایرانی ها زبان، فرهنگ و آداب و رسوم خاص خودمان داریم. از بس برای این و آن توضیح دادم خسته شدم. به خاطر همین تصمیم گرفتم که اینجا تجربه چند سال زندگی در غرب را بنویسم، به خاطر همین تصمیم گرفته ام که هرگز ننوسم فارسی، این واژه عربی که جای واژه پارسی با قدمت چند هزار ساله را گرفته است. وقتی با خارجی های بیسوادی که نمی دانند که ایران در کدامین موقعیت جغرافیایی دنیا قرار گرفته صحبت می کنم و می گویم که ایرانی هستم، برخی از اینها نمی فهمند کهIran  کجاست.  به خاطر همین تصمیم گرفته ام که هنگام صحبت کردن به زبان فرانسه بگویم که من ازPerse  می آیم و وقتی به زبان انگلیسی هم صحبت می کنم بگویم من ازPersia  می آیم، آنجا که انگار فقط دو تا شهر دارد یکی تهران پایتخت و دیگری پرسپولیس، که برای مردم دنیا شناخته شده اند. خداوند لعنت کند آنکه رسما در سال ١٩٣٥ نام پرشیا را به ایران تغییر داد و این گونه یک معرفه (شناسه)، را به نکره (ناشناخته) تبدلیل کرد، تا خود را به هیتلر نزدیک کند. 

در صفحه های پارسی، از به کار بردن واژه فارسی به جای واژه پارسی و در صفحه های انگلیسی، از به کار بردن واژه Farsi به جای واژهPersian  خودداری خواهم نمود و از آنان که این صفحه را می خوانند خواهش می شود که در وب سایت ها و وب نوشت های شخصی خود این روند را در پیش گیرند. برای اثبات این مساله، با یک جستجوی ساده در آلتاویستا متوجه خواهید شد که میزان استفاده از واژهFarsi  در سایت پرشن بلاگ در این تاربخ که من جستجو کردم برابر است با:

Farsi domain:persianblog.ir  =  31700

نوشته : علیرضا نوروزی در ساعت ۳:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱۱/۱


کتابخوانی کودکان اروپایی در فروشگاه های بزرگ

مادران و پدران وقتی که برای خرید مواد غذایی به فروشگاه های بزرگ (اَبرفروشگاه ها) می روند، کودکان خود را به همراه می آورند. از آنجا که این فروشگاه ها دارای بخش فروش کتاب، مجله و مواد دیداری- شنیداری و سی دی های موسیقی هستند. در نتیجه، کودکان و نوجوانان در این بخش آزادانه و به طور رایگان می توانند کتاب بخوانند و یا به نوارهای موسیقی جدید گوش فرا دهند. چه زیباست وقتی می بینید که کودکان در میان قفسه های کتاب، روی زمین آرام نشسته و بی سر و صدا کتابهای مورد علاقه خود را می خوانند و در دو یا سه ساعت که والدینشان خرید می کنند، کتاب های مورد علاقه خود را مطالعه می کنند. البته به یاد داشته باشید که اینجا کتابفروشی است که میز مطالعه و صندلی ندارد و نه کتابخانه.

کارکنان این فروشگاه ها کاری ندارند که کودکان چه کار می کنند، به عبارت دیگر کتابفروشی ها برای مادران و پدران این فرصت را فراهم نموده که کودکان را همراه خود بیاورند و از طرف دیگر این فروشگاه ها با آزاد گذاشتن کودکان در مطالعه کتابها و مجلات و گوش دادن به نوارهای موسقی به نوعی سود اقتصادی می برند. زیرا دست والدین را باز می گذارند تا خریدهای خود را با خیال راحت انجام داده و در نهایت کودکان هم کتابهای جدید را خوانده و یا موسیقی های روز دنیا را گوش می دهند. البته نظام فروشگاه های اینجا کاملا باز است. یعنی کسی مراقب شما خریدار نیست که کدامین قفسه می روید، چی می خرید و چه جنسی بر می دارید. در واقع اعتماد عمومی یعنی همین. یادم آمد ٥ سال پیش توی تهران رفته بودم کتابفروشی رهنما، چند تا کتاب زبان انگلیسی برای خرید کنار گذاشتم و یک کتاب هم داشتم ورق می زدم ببینم که درباره چیست. یکدفعه کتابفروش سر رسید و گفت آقا حق ندارید اینجا کتاب بخوانید. گفتم حق انتخاب ندارم، نباید ببینم که درباره چیست. گفتا که اینجا دانشجو می آید و دنبال یک موضوع خاص و جزیی است و کتاب را همینجا ورق می زند و می خواند و دیگر نمی خرد.

نوشته : علیرضا نوروزی در ساعت ۳:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱۱/۱


نویسنده وبنوشت

علیرضا نوروزی

تماس با وبنگار
علیرضا نوروزی


آرشیو وبنوشت

صفحه نخست
آبان ٩۱
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
آبان ۸۳
فروردین ۸۳

پیوندستان

  مشاوره اطلاعاتی

کلینیک اطلاعات ایران

InforMetrix

Information Metrix

InforMetrix Services

مجله وب شناسی

مجله وب شناسی فرانسوی

وبنوشت مجله وب شناسی

گروه بحث علم اطلاعات و دانش ایران

ضریب تأثیرگذاری وبگاه های دانشگاهی ایران

وب سنجی

وبسنجی

سازماندهی دانش

آرشیو دسترسی آزاد کتابداری و اطلاع رسانی

انجمن نمایه‏سازی ایران

انجمن علم و فناوری اطلاعات کورد

صرافی یورو

تماس با من






حوزه های موضوعی
وب شناسی، دانش شناسی
مشاوره اطلاعاتی
علم سنجی، کتاب سنجی
استفاده از مطالب وبنوشت
مشاوره اطلاعاتی با ذکر منبع مجاز است
سپاس
دکتر علیرضا نوروزی


لوگوی دوستان

وبلاگ فارسی
وبلاگ فارسی