تعداد مقاله های منتشر شده در حوزه علوم کتابداری و اطلاع رسانی در سال

     در پژوهشی که بخشی از آن در یکی از گروه های بحث کتابداری آمریکا منتشر شد، نشان می دهد که حوزه کتابداری و اطلاع رسانی از لحاظ انتشار مقاله به نسبت سایر حوزه های علمی در سطح پایینی قرار دارد و در بخش مهندسی بیشترین مقاله ها منتشر می شود.

Approximately how many articles do you publish each year?

Subject

0-1

2-3

4-5

More than 5

Library & information science

44

44

3

8

Number of articles published each year, by subject area

وبنگار از جامعه آماری پژوهش هیچ اطلاعی در دسترس ندارد، زیرا فقط جدول میزان انتشار مقاله به نسبت سال، به درخواست یکی از اعضای گروه ارسال شد. به خاطر مسائل حق مؤلف در اینجا فقط حوزه کتابداری نشان داده شده است.

نوشته : علیرضا نوروزی در ساعت ٦:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۳/۳٠


آموزش کتابداری در ایران

چند روز پیش در وبگاه "www.today.ir/news/" به خبری با عنوان "نقدی بر آموزش کتابداری در ایران" برخوردم. در این خبر اشاره می کند که "اگر آموزش کتابداری را محدود به فوق لیسانس نماییم و افراد از رشته های مختلف وارد این حوزه شوند می توان انتظار نوآوری هایی را داشت." در وهله اول باید دید که منظور از نوآوری چیست؟ به خاطر دارم که دانشجویانی از رشته های فلسفه، جغرافیا، کشاورزی، مامایی و زبان هم وارد رشته کتابداری شدند و کارشناسی ارشد کتابداری گرفتند، اما بعدها هیچکدام وارد بازار کار کتابداری نشدند. یکی رفت مفازه زد و دیگران هر یک برگشتند سر کار قبلی خود.

اما باید با دید انتقادی به این مساله نگریست و باید دید که چرا رشته کتابداری نمی تواند انتظارات فارغ التحصیلان خود را برآورده نماید. باید آسیب شناسی و ریشه شناسی کرد. در مقایسه بین دانشگاه های ایرانی با دانشگاه های خارجی در این حوزه چند نکته به چشم می خورد. نخست آنکه گروه های کتابداری در دانشگاه های خارجی خود تصمیم گیرنده هستند و استقلال تام دارند. به عبارت دیگر، دانشگاه ها با توجه به اعضای هیات علمی خود و نیازهای روز جامعه شرح رئوس مطالب یک رشته را تعیین می کنند و در نهایت انجمن ها و سازمان های ملی در این حوزه اعتبار آنها را تعیین می کنند. در واقع، یک نوع رقابت بین گروه های کتابداری در دانشگاه ها وجود دارد تا بتوانند بودجه بیشتری کسب کنند و دانشجویان بیشتری را جلب کنند و در نهایت اعتبار خود را بالا ببرند. در نتیجه برای هر گروه وبگاه طراحی می کنند و تا جایی که می توانند برای پذیرش دانشجو تبلیغ می کنند.

وقتی به شرح دروس گروه های آموزشی خارجی می نگرید، می بینید که دروس کاملاً تخصصی است. تا حد امکان سعی می کنند که به آموزش استفاده از فناوری های نوین، رایانه، اینترنت، کتابخانه های مجازی، پایگاه های اطلاعاتی، مدیریت دانش و سازماندهی اطلاعات در محیط اینترنت و وب، ابرداده، و غیره بپردازند.

در حالی که ما بعد از سی سال از گذشت آموزش کتابداری در ایران هنوز هم به دروسی مثل تاریخ ادبیات ایران، تاریخ ادبیات جهان، روانشناسی عمومی و روانشناسی کودک، تاریخ تمدن و تاریخ اجتماعی ایران و امثالهم می پردازیم. غافل از این که این دروس در عمل به هیچ کار نمی آیند. دانشجو به محض خروج از سر جلسه امتحان همه را به بایگانی تاریخ می سپارد، و ممکن است که هرگز آنها را فرا نخواند و در طول عمر خود به آنها نیاز پیدا نکند. در عصر اطلاعات و در جوامع دانش محور مبتنی بر شبکه اینترنت، آشنایی با کتابهای مرجع کاغذی  چندان معنی پیدا نمی کند. ممکن است دانشجو هرگز در طول دوران تحصیل خود به کتابخانه مراجعه نکند. برای اینکه در لابراتوار و یا گروه مربوطه به پایگاه های اطلاعاتی مورد نیاز، اینترنت و منابع الکترونیکی دسترسی کافی دارد. بنابراین، بسیاری از دروس دوره کارشناسی کتابداری در ایران نیز باید متناسب با زمان عوض شد. مرجع شناسی عمومی فارسی و عربی و یا مرجع شناسی لاتین مبتنی بر کاغذ باید جای خود را به مرجع شناسی مبتنی بر شبکه اینترنت دهند و ماشین نویسی عهد عتیق جای خود را به آشنایی با ورد، پاورپوینت، اکسل، و غیره دهند. لذا یک بازنگری کلی در دوره های کارشناسی کتابداری در ایران کاملا ضروری است.

دوم این که در این کشورهای خارجی دانشگاه ها با بخش صنعت در تماس مستقیم هستند. اغلب دانشجویان از سازمان  یا مؤسسه ای بورس دارند. لابراتوارها به کارهای اقتصادی و قرارداد تجاری می پردازند. دانشجو مجانی کارورزی نمی کند. بسیاری از سازمانها از گروه درخواست کارورز می کنند و از کارورز می خواهند که پایگاه اطلاعاتی طراحی کند و یا بخش خاصی از سازمان، اعم از کتابخانه و یا مرکز اطلاعاتی را سازماندهی و راه اندازی نماید. کتابخانه یا مرکز اطلاعاتی در واقع قلب سازمان و اطلاعات اساس تصمیم گیری آنهاست. حال آن که اگر در سازمان های ما کتابخانه را حذف کنید، هیچ خللی بر کار سازمان وارد نمی شود. اما اگر آبدارخانه را تعطیل کنید صدای همه کارکنان در می آید.

نوشته : علیرضا نوروزی در ساعت ۳:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۳/٢۳


کنفرانس ایفلا ٢٠٠٥: برنده ایرانی امکانات سفر به اسلو، نروژ

به خانم شیما مرادی دانشجوی رشته علوم کتابداری و اطلاع رسانی به خاطر برنده شدن تمامی هزينه های سفر از جمله بلیط، ويزا، هزينه اقامت و غيره برای کنفرانس ایفلا ٢٠٠٥ در کشور نروژ تبریک گفته و سفر خوشی را برای ایشان آرزومندیم. امید است که در آینده شاهد موفقیت های بیشتری از دانشجویان ایرانی در عرصه علمی جهان باشیم. از قرن ٩ تا قرن ١٣ ایران یکی از پرچمداران علم و دانش در جهان بوده است. چه کسی می گوید که ایران نمی تواند دوباره یک روز پرچمدار دانش باشد؟ کتابداری ایران نیازمند این جوانان پر شور و نشاط است.

نوشته : علیرضا نوروزی در ساعت ٥:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۳/۱۱


اولین خاطره از زندگی در غرب

     دوم سپتامبر ٢٠٠٣ به فرانسه آمدم تا در دوره دکترا ادامه تحصیل دهم. نخست برای دوره تکمیلی زبان فرانسه به شهر تور در استان مرکزی رفتم. من بودم و تعدادی از دوستان دیگر. شب اول بسیار خسته بودم. که از طریق یکی از دوستان به ایران زنگ زدم که من رسیدم. از شب دوم تصمیم گرفتم که برای یادگیری زبان به سالن تلویزیون بروم تا زبان فرانسه را تقویت کنم. در سالن تلویزیون دو نفر سیاه چهره آفریقایی الجزایری بودند که سر صحبت باز کردند که ببینند کجایی ام. از کجا می آیی غریبه: از ایران. نامت چیست: ... گفتا: تو عربی. گفتم: نه من ایرانی ام. گفتا: پس چرا نامت عربی است. گفتم: از بخت بد روزگار. گفتا ایرانی ها مسلمانند پس همه عربند. گفتم ایرانی ها همه مسلمان نیستند. زردشتیان، کلیمیان، مسحیان سایر اقلیت های مذهبی در ایران هستند. گفتا: زردشتی وجود ندارد، زیرا ما عربها وقتی که تاق کسرا را ویران ساختیم آنها را نابود کردیم. دروغ می گویی. ... خلاصه بحث ها اینگونه شروع شد. خلاصه کلام این که این مشکل موجب شد که اگر مهمانی، کنفرانسی، جایی دعوت دارم از قبل پیش بینی کنم که ممکن است عربها هم باشند و یک برگ کاغذ سفید توی جیبم بگذارم تا اگر بحث زبان پیش آمد دوباره از هویت ایرانی خود دفاع کنم. برگ کاغذی شاید بتوانم بگویم که اگر راست می گویید بنویسید: گچ پژ. همواره باید بگویم که ما ٤ حرف الفبا بیشتر از شما داریم و این باعث می شود که ما هزاران واژه بسازیم که شما عرب ها قادر نیستید. بعد از دو سال اکثر همکلاسی ها  و دوستان نزدیکم قبول کردند که زبان پارسی، با عربی متفاوت است.

         البته این فقط مشکل عرب ها نیست، بلکه بعد از تغییر نام زبان پارسی به فارسی و استفاده بی رویه از این واژه در متون علمی انگلیسی هم باعث شده بسیاری از افراد در سایر کشورها بجز فرانسویان که واژه پخسان (Persane) را به کار می برند، فکر کنند که زبان فارسی جزئی از زبان پارسی (Persian) است. روزی مقاله ای به زبان انگلیسی در مورد ایران نوشته بودم که در آن واژه Persian را به عنوان زبان ایرانیان به کار برده بودم که استاد انگلیسی ام او که معمولا سر کلاس زبان انگلیسی مقاله های دانشجویان دکترا را می خواند و اگر مشکلی بود اصلاح می کند و مسائل روش شناسی مقاله را بازگو می نماید. گفت که این واژه غلط است باید بنویسی فارسی. بعد از کلی بحث گفتم ببینید که واژه فارسی یک واژه عربی است که در واقع معادل واژه Persian است که امروزه به متون انگلیسی زبان شما هم سرایت کرده است. او که در اصل اهل انگلیس است بسیار متاثر و متاسف شد که چرا باید یک واژه عربی وارد زبان انگلیسی شود. حالا ما چرا نباید متاثر شویم که اسم زبان ما این شده  است. امروز (٣١ می ٢٠٠٥) یک جستوی ساده در گوگل نشان می دهد که:

 

10,400,000

Persian

5,260,000

Farsi

 

فارسی

955,000

پارسی

36,900

حالا متوجه شدید که این واژه عربی حتی به متون انگلیسی هم رسوخ کرده است. پس تقاضا می شود که در صفحه های پارسی، از به کار بردن واژه فارسی به جای واژه پارسی و در صفحه های انگلیسی، از به کار بردن واژه Farsi به جای واژهPersian  خودداری نموده و برای کسب اطلاع بیشتر به مقاله ای بسیار جالبی که توسط شورای گسترش زبان پارسی نوشته شده مراجعه شود.

http://www.persian-language.org/Group/Article.asp?ID=173 

نوشته : علیرضا نوروزی در ساعت ٦:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۳/۱٠


واژهای نوین در حوزه علوم کتابداری و اطلاع رسانی

این واژه ها صرفاً پیشنهادی است برای مترجمان در این حوزه. البته ممکن است برخی از این واژه ها مصوب فرهنگستان زبان و ادب پارسی باشد. واژه هایی که به رنگ آبی به کار رفته پیشنهاد فرهنگستان است. معادل هایی که برای برخی از واژه ها توسط فرهنگستان زبان پارسی انتخاب شده را باید پذیرفت زیرا حتی یک استاندارد نابهینه از نبود استاندارد بهتر است. نبود استاندارد یعنی هرج و مرج و آشفتگی. بنابراین، بهتر است که حتی اگر در مواردی افراد با واژه های انتخاب شده توسط فرهنگستان کاملا موافق نیستید، به هر حال آنها را بپذیرید و باید بکار گرفت تا زبان پارسی در این تندابه های رویارویی با سیل واژگان بیگانه از انسجامی معقول برخوردار باشد.

 

 

 

نوشته : علیرضا نوروزی در ساعت ٥:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۳/۱٠


ایران: کشوری ناشناخته در جهان

گویند "دوباره مي‌سازمت وطن اگرچه با خشت جان خويش". اما چگونه دوباره دروازه های ملل تو در پرسپولیس را بسازم و نام تو را دوباره زنده نمایم. یکی آمد نام تو را از پرشیا به ایران تفییر داد و تو برای سالیان سال برای بسیاری از ملل جهان  گمنام مانده ای و آن دیگری آمد، این کرد و آن کرد. نه ایران، دروازه های ملل تو بسته شده و انگار دشمنان قسم خورده تو نمی خواهند که دوباره تو پا بگیری.

دو سال زندگی در غرب، در میان ملل گوناگون بر من تلخ گذشت. آنجا که کسی تو را نمی شناسد. این یکی گوید شما ایرانی ها مسلمان هستید، پس در نتیجه شما عرب هستید. اگر عرب نیستید، پس چرا نام شما عربی است؟ زبان شما هم که با خط عربی است. دیگر خسته ام اما با خشت جان خويش در تلاشم که بسازمت.

فیلم سازان تو که فیلم هایی مسخره ای تحویل غربی ها می دهند که همه فکر می کنند که ایران افغانستان است. همه فکر می کنند که مردم ایران از گرسنگی و بدبختی رنج می برند. غربی ها فکر می کنند که ایران یک کشور بیابانی است که حتی دسترسی به آب هم ندارد. خلاصه چه گویم ای سرزمین من که خیلی ها به تو بیوفایی کرده اند. اگرچه اهل خاطره نویسی نیستم. اما از این پس تجربه هایی خود از زندگی در غرب را خواهم نوشت.

نوشته : علیرضا نوروزی در ساعت ۳:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۳/٩


ایران، توسعه دانش، گروه نیلوفر

در شماره اخیر ماه می ٢٠٠٥ مجله معروف Nature  دو مقاله در مورد ایران نوشته شده است که یکی از آنها با عنوان "Iran’s long march" علی رغم مشکلات پس از جنگ و تحریم های اقتصادی آمریکا، رشد چهار برابری علم و دانش در ایران در طول یک دهه گذشته را نشان می دهد. اگرچه این رشد زیاد هم نیست. دیگری مقاله ای است با عنوان "The brains trust of Tehran" به قلم آلیسون آبوت منتشر نموده است که به روند شکل گیری یک گروه پژوهشی با عنوان نیلوفر در ایران می پردازد.

در سرتیتر این مقاله می نویسد که "در یک کشور حکومت مذهبی ویران شده به وسیله تحریم های اقتصادی مکانی برای یک گروه پژوهشی درخشان در عرصه علم عصب شناسی نیست. جایی که زیر اسلحه و تحریم های اقتصادی آمریکا روش زندگی در ایران است، کارهای پژوهشی دچار اختلال می شود". این مقاله به روند شکل گیری گروه پژوهشی نیلوفر پرداخته و این که چگونه "سه دانشجوی پزشکی با نام های آرش یزدانبخش، آرش فضل و سید رضا (آرش) افراز که هر سه به صورت اتفاقی نامشان آرش است بدون دسترسی به منابع کافی به راه اندازی این گروه می پردازند که البته از حمایت های سازمان استعدادهای درخشان نیز برخوادار می شدند. ایشان ثابت کردند که لیاقت این را دارند که نام آرش _ قهرمان نامدار ایرانی _ را داشته باشند. به شرح داستان آرش قهرمان می پردازد و این که چگونه با استفاده از یک رایانه ای قدیمی مبتنی بر سیستم عامل داس به اینترنت دسترسی پیدا می کردند. کتاب هایی در اینترنت پیدا می کنند و آقای جواد اژه ای رییس مرکز استعدادهای درخشان از خارج کشور برای آنها می آورد و بعد کتاب را به چند بخش تقسیم می کنند و هر کدام بخشی را می خواند و برای دیگری تعریف می کند".

به شرح بازگشت دکتر حسین استیکی (Hossein Esteky) از خارج کشور می پردازد که هدایت و راهنمایی آنها را برعهده می گیرد و بعد ایشان از اساتید خارجی که قبلاً گروه نیلوفر با آنها در تماس بوده اند و از آنها مقاله دریافت کرده اند را به ایران دعوت می کند. "اساتید آمریکایی وقتی به ایران می روند و می بینند که دانشجویان چقدر خلاق، فعال و با انگیزه هستند، تعجب می کنند". 

البته مقاله در نهایت داستان خوشی را حکایت نمی کند و آن این که "هر سه دانشجو امروز در آمریکا هستند آقایان یزدانبخش و فضل در دانشگاه بوستون در حال گذراندن دوره دکترا هستند و آقای افراز نیز به زودی در سپتامبر دکترای خود را شروع می کند". اگرچه دکتر حسین استیکی دوست ندارد که این نخبگان ما در خارج بمانند ولی احتمال بازگشت آنها به ایران با امکاناتی که آمریکا در اختیارشان خواهد گذاشت بسیار کم خواهد بود. 

در نهایت مقاله با این جمله به پایان می رسد که "از قرن ٩ تا قرن ١٣ ایران یکی از پرچمداران علم و دانش بوده است. چه کسی می گوید که ایران نمی تواند دوباره یک روز پرچمدار دانش باشد؟ "

البته از متن مقاله بر می آید که تصورات غربی و بخصوص آمریکایی ها و اروپایی های از ایران بسیار بد و کاملاً نادرست است. تصور می کنند که ایران هنوز گرفتار جنگ، گرسنگی و مشکلات داخلی است. فکر می کنند که ایران افغانستان است. مقاله بیانگر این است که غربی ها اطلاع دقیقی از وضعیت علمی و اقتصادی در ایران ندارند. این مشکلی است که وبنگار خود با آن مواجه است.

نوشته : علیرضا نوروزی در ساعت ۳:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۳/٦


ایران و مجله های حوزه کتابداری و اطلاع رسانی در آمریکا

مایکل پوپ (٢٠٠۶) در پژوهشی با عنوان ²دسترسی به مجله های علمی به زبان های خارجی در حوزه کتابداری و اطلاع رسانی در ایالات متحده آمریکا² ارائه شده در کنفرانس ایفلا ٢٠٠۶،  نشان می دهد که ١٢ کشور در حوزه علوم کتابدای و اطلاع رسانی دارای مجله هایی هستند که به زبان انگلیسی ترجمه نمی شوند که در بین این کشورها نام ایران، روسیه، نروژ، اسراییل، هلند و غیره به چشم می خورد.  طبق پژوهش وی  امکان استفاده از ۵ مجله ایرانی در این حوزه علمی  وجود ندارد، زیرا به زبان پارسی هستند.

نوشته : علیرضا نوروزی در ساعت ۸:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۳/۳


نویسنده وبنوشت

علیرضا نوروزی

تماس با وبنگار
علیرضا نوروزی


آرشیو وبنوشت

صفحه نخست
آبان ٩۱
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
آبان ۸۳
فروردین ۸۳

پیوندستان

  مشاوره اطلاعاتی

کلینیک اطلاعات ایران

InforMetrix

Information Metrix

InforMetrix Services

مجله وب شناسی

مجله وب شناسی فرانسوی

وبنوشت مجله وب شناسی

گروه بحث علم اطلاعات و دانش ایران

ضریب تأثیرگذاری وبگاه های دانشگاهی ایران

وب سنجی

وبسنجی

سازماندهی دانش

آرشیو دسترسی آزاد کتابداری و اطلاع رسانی

انجمن نمایه‏سازی ایران

انجمن علم و فناوری اطلاعات کورد

صرافی یورو

تماس با من






حوزه های موضوعی
وب شناسی، دانش شناسی
مشاوره اطلاعاتی
علم سنجی، کتاب سنجی
استفاده از مطالب وبنوشت
مشاوره اطلاعاتی با ذکر منبع مجاز است
سپاس
دکتر علیرضا نوروزی


لوگوی دوستان

وبلاگ فارسی
وبلاگ فارسی