نخستین تجربه حضور در یک کنفرانس بین المللی

کنفرانس وب­سنجی، کتاب­سنجی، علم­سنجی در تاریخ ۱۰تا ۱۲می در شهر نانسی فرانسه برگزار شد. خلاصه این­که با زحمات زیادی خودم را آماده کردم و راهی نانسی شدم و به خانه دوست دانشمندم ابوالقاسم رفتم.

سعی کردم روز نخست کنفرانس صبح زود آنجا باشم تا شاید برخی از اساتید رشته را  ملاقات کنم. بعد از ثبت نام، خانم دکتر فریده عصاره را دیدم و باهم صحبت کردیم و بعد ایشان زحمت کشید مرا به چند نفر از افرادی که می­شناخت معرفی کرد. بعد در نظر داشتم اساتیدی چون پیتر اینگورسن متخصص "وب­سنجی و بازیابی اطلاعات" و اساتید آمریکایی را ببینم. پیتر آمد و با توجه به اینکه قبلاً عکسش را دیده بودم، شناختمش و هنگام معرفی گفتم که من علیرضا هستم همان ایرانی که مقاله شما را به زبان فارسی ترجمه کرد. پیتر گفت: "یادم آمد و بعد گفت مجله وب­شناسی هم خوب پیشرفت کرده است و غیره." بعد با پروفسور دونالد بیور متخصص "تاریخ علم" از دانشگاه ویلیامز آمریکا آشنا شدم. وی بیشتر در حوزه "تاریخ علم" کار می­کند. با هندی­ها، چینی­ها، تایوانی­ها و ژاپنی­های متخصص کتاب­سنجی، علم­سنجی و وب­سنجی آشنا شدم.  

کنفرانس با سخنرانی خانم کرشمر بنیانگزار کولنت (Collaboration Network) شروع شد و بعد با سخنرانی پیتر اینگورسن ادامه پیدا کرد. سخنرانی اینگورسن در مورد تاریخچه وب­سنجی بود، در قسمتی از سخنرانی که به بحث مجله­های مرتبط با وب­سنجی پرداخت گفت که "نزدیک­ترین مجله به حوزه وب­سنجی مجله ایرانی وب­شناسی است."

 

روز دوم: باید مقاله­ام را ارائه می­دادم با توجه به این که تجربه ارائه مقاله به زبان انگلیسی نداشتم، در نتیجه هم استرس داشتم و هم نگران بودم که بتوانم خوب ارائه بدهم. ناگفته نماند که مقاله­های زیادی در مورد نحوه ارائه مقاله در کنفرانس­های بین­المللی خوانده بودم و سعی کردم اصول را به کار بگیرم. هفته پیش از کنفرانس روزی یکبار متن مقاله را می­خواندم و روی نوار ضبط می­کردم، زمان می­گرفتم و بعد مجدداً به آن گوش می­کردم که ایرادهای آن را متوجه شوم. متن مقاله را تقریباً حفظ شده بودم. ناگفته نماند که وقتی سخنرانی چینی­ها و ژاپنی­ها را گوش کردم خیلی به خودم امیدوار شدم.

بعد از ظهر روز دوم، پیتر اینگورسن گرداننده کنفرانس شد و بعد از نهار آمد گفت: سریع بلند شو برویم که حالا باید مقاله­ات را ارائه بدهی. البته در این بخش خانم دکتر عصاره مقاله نوشته شده با محسن زین­العابدینی و لیلا مکتبی را ارائه داد. بعد من باید مقاله­ام را ارائه می­دادم. بعد از من مایک ثلوال و بعد خانم عصاره مقاله خود و امیرضا اصنافی را ارائه داد.

همان­طور که گفتم با توجه به استرسی که داشتم چند لحظه اول کمی ­سخت بود و بعد از گذشت چند دقیقه همه چیز عادی شد. در مجموع، خوب بود و بر اساس زمان­بندی­ام تمام شد. تمام که شد پیتر بر روی میز زد و گفت ول داون. چند تا سؤال پرسیده شد که جواب دادم.

بعد آمدم نشستم و دونالد بیور گفت که آیا این نخستین باری بود که ارائه دادید گفتم آره گفت ریلی؟ گفت خیلی خوب بود. چند نفر دیگر هم تبریک گفتند و گفتند خوب بود. بعد از ظهر با اتوبوس رفتیم گردش توی شهر، دکتر اد نویون استاد هلندی در یک سمت تنها نشسته بود و من هم در سمت دیگر تنها. بلند شد و گفت من می­خواهم با شما به عنوان یک ایرانی صحبت کنم. آدم باسواد و آگاهی بود. او هم گفت خوب ارائه دادی، گفتم نخستین بارم بود. گفت: یو آر جوکینک. یعنی الکی می­گویی. و غیره.

 

روز سوم:

صبح ساکم را برداشتم که بروم کنفرانس و بعد از اتمام مستقیم بروم ایستگاه قطار. توی تراموا بودم که یکی گفت: های. دیدم که مایک ثلوال (استاد وب­سنجی) است هم­صحبت شدیم، بحث مقاله نوشتن و زبان پیش آمد و یک سری مسائل دیگر، به مایک گفتم: تصور کنید که شما باید یک مقاله به زبان فرانسه بنویسد، خوب حالا بنویسید ببینید نوشتن به زبان خارجی ساده است. مایک گفت: من هرگز نمی­توانم به زبان فرانسه بنویسم. ....

هنگام صرف نهار، با پولانکو استاد فرانسوی آشنا شدم. پولانکو فرانسوی­الاصل نیست. می­گفت: سی سال پیش وقتی به پاریس رسیدم، جایی نداشتم و مرا در هتلی که شاه ایران برای ایرانیان در پاریس خریده بود سکونت دادند و از مهمان­نوازی ایرانی­ها خاطره­های خوبی داشت. وی قبول کرد که ژوری پایان­نامه دکترای من باشد و این بزرگترین موفقیت من در این کنفرانس بود که توانستم دومین ژوری پایان­نامه­ام را پیدا کنم. وی در حوزه­های وب­سنجی، خوشه­بندی وب (Clustring) و کتابسنجی تخصص بیشتری دارد.  

ناگفته نماند که روز دوم موافقت پیتر اینگورسن (پدر وب­سنجی) را برای رفتن به دانمارک به مدت چهار تا شش ماه به دست آوردم. اینگورسن گفت: اگر شما هزینه زندگی خود را در دانمارک تأمین کنید، هیچ مشکلی ندارد. اما روز سوم آمد گفت آنقدر که من فکر می­کردم هم ساده نیست، شما باید هزینه­ای معادل هفت هزار یورو به دانشگاه کوپنهاگ بدهید. البته این یکی کار سختی است باید با دانشگاه فرانسوی و سفارت ایران هماهنگ کنم. پیتر دل خوشی از سیاست­های ایران و خراب کردن سفارت دانمارک در تهران نداشت. تجربه شیرینی بود.

                            

        

نوشته : علیرضا نوروزی در ساعت ٤:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٢/٢٤


نویسنده وبنوشت

علیرضا نوروزی

تماس با وبنگار
علیرضا نوروزی


آرشیو وبنوشت

صفحه نخست
آبان ٩۱
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
آبان ۸۳
فروردین ۸۳

پیوندستان

  مشاوره اطلاعاتی

کلینیک اطلاعات ایران

InforMetrix

Information Metrix

InforMetrix Services

مجله وب شناسی

مجله وب شناسی فرانسوی

وبنوشت مجله وب شناسی

گروه بحث علم اطلاعات و دانش ایران

ضریب تأثیرگذاری وبگاه های دانشگاهی ایران

وب سنجی

وبسنجی

سازماندهی دانش

آرشیو دسترسی آزاد کتابداری و اطلاع رسانی

انجمن نمایه‏سازی ایران

انجمن علم و فناوری اطلاعات کورد

صرافی یورو

تماس با من






حوزه های موضوعی
وب شناسی، دانش شناسی
مشاوره اطلاعاتی
علم سنجی، کتاب سنجی
استفاده از مطالب وبنوشت
مشاوره اطلاعاتی با ذکر منبع مجاز است
سپاس
دکتر علیرضا نوروزی


لوگوی دوستان

وبلاگ فارسی
وبلاگ فارسی