سفرنامه (از فرانسه تا اتریش)

تازه از وطن بازگشته بودم و هنوز خسته بودم که باید به یک سفر خارجی دیگر می­رفتم. در تاریخ ۱۴تا ۱۵ژوئن، در شهر وین کنفرانس بین­المللی نشر الکترونیکی (ElPub 2007) برگزار شد. من نیز مقاله­ای در مورد مجله­های دسترسی آزاد در ایران ارائه دادم که در قسمت ارائه شفاهی کنفرانس پذیرفته شد. برای ارائه کنفرانس تصمیم گرفتم که به همراه خانواده­ام به وین بروم و با ماشین از جنوب فرانسه (مارسی) تا وین (پایتخت اتریش) برویم تا در این مسیر در راه رفت و برگشت بتوان شهرهای زیبای ایتالیا را هم دید.  روز ۱۱ ژوئن ساعت ۱۱ صبح راه افتادیم و ساعت ۱۰ شب به نزدیک شهر زیبای ونیز (Venice) (ایتالیا) رسیدیم و شب را در آنجا ماندیم و فردا (۱۲ژوئن) تا عصر شهر ونیز را دیدم. 

عصر به سمت وین (Vienna) (اتریش) به راه افتادیم شب ساعت ۱۱ به وین رسیدیم و به طور اتفاقی در یک هتلی که صاحبش ایرانی و خانمش اتریشی بود ماندیم و تا ۱۵ ژوئن آنجا بودیم. جالب بود که خانم اتریشی زبان پارسی را خیلی خوب یاد گرفته بود، و می­گفت متاسفانه خیلی وقت است که صحبت نمی­کند و زبان پارسی را فراموش کرده است. با این­حال خیلی قشنگ حرف می­زد.

با توجه به این که تعداد مقاله­های ارسال شده برای کنفرانس زیاد بود در نتیجه در دو سالن جدا از هم به­طور همزمان مقاله­ها ارائه می­شد و به ناچار باید در یک سری از آنها شرکت می کردم و باید انتخاب می­کردم. روز ۱۴ ژوئن برای نوشیدن قهوه به سالن رفته بودم و بعد با یک استاد بلژیکی آشنا شدم و او گفت که یک ایرانی دیگر هم در اینجا حضور دارد. من که دکتر کوکبی را تا آن زمان ندیده بودم و بعد دکتر کوکبی را به من معرفی کرد.

روز آخر کنفرانس یعنی ۱۵ ژوئن ساعت ۱۲ قرار بود که من نیم ساعت سخنرانی داشته باشم. برخلاف سایر سخنرانی­ها این بخش خیلی طرفدار پیدا کرده بود، زیرا سه چهار مقاله در مورد مجله­های دسترسی آزاد، تحلیل استنادی این مجله ها و نقش آنها در گسترش دانش بود. سردبیر مجله (Electronic Journal of Biotechnology) می­گفت که امروز چقدر افراد زیاد شده اند. این دومین تجربه من در ارائه مقاله به زبان انگلیسی در کنفرانس­های بین­المللی بود. بسیار خوب و رضایت­بخش بود. طوری تنظیم کرده بودم که ظرف ۲۰ دقیقه مطالب اصلی را بیان کنم و حداقل ۵ تا ۱۰ دقیقه وقت برای پرسش و پاسخ باشد. مقاله ام را با نام ایران و به نام دانشگاه تهران ارسال کرده بودم و از مجله­های دسترسی آزاد در ایران هم دفاع کردم. باید اعتراف کنم که تجربه بسیار خوبی بود. بعد از کنفرانس هنگام صرف نهار با یک استاد کانادایی و یک استاد سوئیسی با هم بودیم و گفتند خیلی خوب بود.

حضور ایرانیان در کنفرانس­های خارجی خیلی بااهمیت است، این باعث می­شود که نگاه اساتید خارجی نسبت به ایران عوض شود. به اعتقاد من باید ایران از حضور ایرانیان در کنفرانس­های خارجی حمایت مادی و معنوی کند. هزینه مرا هیچ­کس نپذیرفت که پرداخت کند، نه سفارت ایران (نمایندگی علمی ایران) و نه دانشگاه فرانسوی. اما با هزینه شخصی رفتم. تا روز آخر خیلی تمایل نداشتم در این کنفرانس شرکت کنم بویژه که تازه از ایران برگشته بودم و هنوز خستگی سفر ایران توی تنم بود. از خودم می­پرسیدم با کدام انگیزه؟ وقتی کسی برای علم ارزش قائل نیست.

با این وجود، در طی این کنفرانس با اساتید مختلف از کشورهای کانادا، استرالیا، انگلیس، آمریکای لاتین، سوئیس و با استاد بزرگ دکتر کوکبی آشنا شدم. دکتر کوکبی نیز در این کنفرانس تشریف داشتند و مقاله ای در قسمت پوسترها ارائه نموده بودند.

عصر ۱۵ ژوئن تصمیم گرفتیم که یا برویم بوداپست (مجارستان) و یا به سمت ایتالیا برگردیم. چون رفتن به بوداپست نیازمند ویزا بود، لذا به سمت ایتالیا به راه افتادیم، شب ساعت ۱۰ دوباره به همان هتلی که نزدیک ونیز بود رسیدیم و برای دومین­بار همانجا ماندیم. فردا به سمت شهر زیبای فلورانس زادگاه میکل آنژ و مرکز مجسمه سازی ایتالیا رسیدیم. همان­روز تا نیمه شب قسمت­های زیادی از فلورانس را دیدیم و در خیابان با چند فروشنده ایرانی الاصل آشنا شدیم و شب در یک رستوران ایرانی شام را صرف کردیم. شهر بسیار زیبا و قشنگی بود. یکی از زیباترین و زنده­ترین شهرهای اروپایی است که من تاکنون دیده بودم. میدان­های تاریخی و قشنگ که شب­ها جایگاه نوازندگان و عشاق بود.

روز بعد قسمت­های دیگری از فلورانس را دیدیم و به این نتیجه رسیدیم که کافی است و می­توان برگشت. از آنجا که شهر رم پایتخت ایتالیا فقط ۳۵۰ کیلومتر از فلورانس دور بود، لذا تصمیم گرفتیم که به شهر رم برویم و نگاهی به رم و واتیکان داشته باشیم. عصر ساعت ۴ به رم رسیدیم، شهر بسیار قشنگی بود. به طور تصادفی سر از یک جایی در آوردیم که بسیار زیبا بود و جاهای دیدنی داشت. رفتیم چند جا دیدیم و بعد یک پارک بسیار بزرگ و زیبایی (Villa Borghese) بود وقتی که به در پارک رسیدیم، ناگهان مجسمه ای توجهم را به خود جلب کرد، گفتم فردوسی در رم چه کار می کند؟ برگشتم که مجسمه را نگاه کنم و متوجه شدم که این مجسمه فردوسی شاعر بلندآوازه پارسی (Poeta Persiano) است که بر کنار دروازه این پارک مملو از مجسمه بزرگان ادبی جهان ایستاده است تا بگوید من از سرزمین پارس (پرشیا) به اینجا آمده ام آنجا که جایگاه تمدن بوده است و خواهد بود. 

داخل پارک نیز بسیار زیبا بود و شهرداران پایتخت کشورهای مختلف، مجسمه یکی از بزرگان کشور خود را به شهر رم اهدا کرده بودند. تا شب قسمت­هایی از رم و شهر واتیکان در دل شهر رم را گشتیم. واتیکان پایتخت مسیحیان دنیا محسوب می­شود. در واقع، شهر بسیار کوچکی است در دل شهر رم. از آنجا که دولت ایتالیا با روحانیان مذهبی دچار مشکل شد، لذا تصمیم گرفت که اجازه دهد تا واتیکان مستقل شود و جدا از سیستم حکومتی ایتالیا به حیات خود ادامه دهد. هرچند که ایتالیا از برکات وجود واتیکان بی­بهره نمی­ماند. بسیاری از جهانگردان فقط برای دیدن میدان سنت پیر در واتیکان و شرکت در مراسم خاص مذهبی به رم می­آیند.

فردای آن روز با یک اتوبوس توریستی کل شهر رم را دیدیم و بعد در یکی از زیباترین میدان­های رم که یک چشمه سار بسیار زیبایی به نام (Fontana di Trevi) داشت پیاه شدیم که نهار بخوریم و بعد کمی استراحت کنیم و دوباره سوار اتوبوس توریستی بعدی شویم که بقیه رم را ببینیم. کنار چشمه ایستاده بودم که یک انگلیسی زبان با لهجه خاصی داشت از یک فروشنده هندی برای دخترش عروسک می خرید و هندو خیلی گران می گفت و انگلیسی زبان با لهجه استرالیایی گفت که خیلی گران می گویی و بهتر است برگردی هندوستان و همانجا اینها را بفروشی. نگاهی به من کرد و گفت: امیدوارم که شما هندی نباشی، خندیدم و گفتم من ایرانی ام. انگار می­خواست یکجوری سر صبحت باز کند و بعد گفت که فکر می­کنم خیلی از ایرانیان از ایران در رفته باشند به خاطر سیاست­های دولت و مساله اتمی ایران. من هم به ناچار مجبور شدم که جوابش بدهم و توضیح دادم که آنچه که در رسانه های غرب می­ببینید و می­شنوید جنگ رسانه ای بین آمریکا و ایران است؛ وگرنه آنقدر هم که فکر می­کنید وضعیت ایران بد نیست. خلاصه کلی با هم دوست شدیم و همش از استرالیا حرف می زد که خیلی زیباست و خیلی ارزانتر از اروپا است و با کمال بی­پردگی می­گفت که اروپا (Rubbish) است. خیلی تعریف می کرد و می گفت بیا استرالیا، اونجا خیلی خوب است.  

خلاصه تا عصر توی شهر رم گشتیم و بعد به سمت شهر پیزا حرکت کردیم. نزدیک ایستگاه راه آهن دنبال هتل گشتم آنجا که اغلب هتل ها جمعند ولی هیچ یک جا نداشتند. کلی گشتم تا آنکه مجبور شدیم به سمت دیگری بگردیم شاید جایی بیابیم. خوشبختانه یک هتل سرراه ما پیدا شد و شب همانجا ماندیم. فردا صبح رفتیم برج پیزا و محوطه اطراف آن را دیدیم.

 برج ۸ طبقه پیزا بسیار زیبا بود و محوطه کنار آن هم خیلی قشنگ بود.  محوطه آن را  خیلی تمیز و مرتبط نگه داشته بودند. مملو از خارجیان بود. یک خانم کهنسال فرانسوی بدون این که با ما صحبت کند متوجه شده بود که ما ایرانی هستیم. دقایقی با دخترم سرگرم شد و با هم صحبت کردیم. عصر همان روز قرار شد که به فرانسه (مارسی) برگردیم.

توی بزرگراه ها متوجه شدم که ایتالیایی ها هم خیلی سریع و خشن رانندگی می­کنند. گاهی فکر می­کردم که توی جاده­های ایرانم.خیلی جالب بود؛ تا حالا ندیده بودم که توی بزرگراه­ها کسی دوچرخ ماشین را این ور و آن ور خط کشیده جاده  بیندازد، نه از چپ حرکت کند و نه از راست. به قول یک استاد استرالیایی خیلی پرخاشگر و تهاجمی (Aggressive) هستند. یک چیز دیگری که جالب بود اینکه وقتی که از فرعی وارد بزرگراه می شوی، ایتالیایی ها به خودشان زحمت نمی دهند که به خط سبقت بروند تا وارد شوی و وقتی که توی خط سبقت هستند،‌ کنار نمی روند که رد شوی و به ناچار باید به آنها چندبار چراغ نوربالا بزنی تا کنار بروند. جاده­های ایتالیا مملو از تونل است و نشان می­دهد که ایتالیا در ساخت تونل خیلی قوی است و به جای خراب کردن طبیعت، ترجیح داده است که از زیر کوه­ها تونل بزند. خوشبختانه کل سفر خیلی سخت نگذشت و اینگونه سفر خاطره انگیزی شد.

نوشته : علیرضا نوروزی در ساعت ٥:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٤/٢


نویسنده وبنوشت

علیرضا نوروزی

تماس با وبنگار
علیرضا نوروزی


آرشیو وبنوشت

صفحه نخست
آبان ٩۱
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
آبان ۸۳
فروردین ۸۳

پیوندستان

  مشاوره اطلاعاتی

کلینیک اطلاعات ایران

InforMetrix

Information Metrix

InforMetrix Services

مجله وب شناسی

مجله وب شناسی فرانسوی

وبنوشت مجله وب شناسی

گروه بحث علم اطلاعات و دانش ایران

ضریب تأثیرگذاری وبگاه های دانشگاهی ایران

وب سنجی

وبسنجی

سازماندهی دانش

آرشیو دسترسی آزاد کتابداری و اطلاع رسانی

انجمن نمایه‏سازی ایران

انجمن علم و فناوری اطلاعات کورد

صرافی یورو

تماس با من






حوزه های موضوعی
وب شناسی، دانش شناسی
مشاوره اطلاعاتی
علم سنجی، کتاب سنجی
استفاده از مطالب وبنوشت
مشاوره اطلاعاتی با ذکر منبع مجاز است
سپاس
دکتر علیرضا نوروزی


لوگوی دوستان

وبلاگ فارسی
وبلاگ فارسی