تأثیر نشر آثار علمی در گسترش رشته کتابداری

نقش نشر آثار علمی در گسترش رشته کتابداری در ایران و اعتبار علمی ایران در سطح جهان

هر رشته علمی برای گسترش و شناساندن خود به جامعه، نیازمند داشتن پشتوانه انتشاراتی در سطح ملی و بین المللی است. در همین راستا پژوهشگران و اساتید هر رشته با انتشار آثار علمی در قالب کتاب، مجله، وبگاه، وبنوشت و غیره به زبان پارسی و انگلیسی به تقویت آن رشته می پردازند. برای نمونه رشته کتابداری و اطلاع رسانی در آمریکا شکل گرفت، متخصصان کتابداری و اساتید کتابداری در دانشگاه های آمریکا با انتشار مجله های علمی مختلف به گسترش این علم در آمریکا و در سطح بین المللی کمک کردند که در نهایت جامعه آمریکا هم این رشته را پذیرفت. یکی از کارهای جالبی که ملویل دیویی هنگام تأسیس این رشته انجام داد، انتشار مجله کتابداری بود که خود اولین ویراستار آن بود.امروزه اکثر مجله های علمی معتبر در این رشته یا در آمریکا منتشر می شود و یا سردبیر و اعضای هیأت تحریریه آمریکایی دارند.

در حالی که بیش از ۴۰سال از عمر کتابداری در جامعه دانشگاهی ایران می گذرد، متأسفانه انجمن کتابداران ایران و دانشگاه ها فاقد مجله علمی معتبر در حوزه کتابداری، حتی در سطح ملی هستند. در حالی که انتظار می رود که دانشگاه های معتبر برای انتشار پژوهش های انجام شده توسط دانشجویان کارشناسی ارشد، دکترا، اساتید و کتابداران، دارای مجله های معتبر حداقل به زبان فارسی باشند. لذا جامعه کتابداری ایران نتوانسته است در سطح ملی به گسترش علمی این رشته کمک کند، در نتیجه در سطح بین المللی هم ضعیف عمل کرده است. نگاهی به آثار منتشر شده توسط متخصصان کتابداری ایران در پایگاه اطلاعاتی نمایه های استنادی مؤسسه اطلاعات علمی آمریکا این واقعیت را بیشتر نشان می دهد. اگر مجموع کل مقاله های منتشر شده توسط جامعه کتابداری ایران در این پایگاه اطلاعاتی بررسی شود به طور خوشبینانه ای تقریباً برابر ۲۰۰ می شود.

اگر ما تعداد دانشگاه های آزاد از آذربایجان  تا دریای عمان را در نظر نگیریم و فقط دانشگاه های ملی معتبر، تهران، شیراز، مشهد، اهواز، تبریز، اصفهان = ۶، را در نظر بگیریم.به طور متوسط هر دانشگاه باید بین ۵ تا ۱۰عضو هیأت علمی داشته باشد به طور میانگین هر دانشگاه ۷ عضو هیأت علمی دارد.۶×۷برابر است با۴۲. از سوی دیگر اگر تعداد دانشجویان فارغ التحصیل در سطح کارشناسی ارشد ۴دانشگاه نخست را برابر ۲۰۰ در نظر بگیریم، هر دانشگاه ۵۰ دانشجو در طول تاریخ خود. بنابراین مجموع اعضای هیأت علمی و دانشجویان ارشد برابر است با ۲۴۲.

حال اگر ۲۰۰ (تعداد مقاله های بین المللی در پایگاه ISI) را تقسیم بر ۲۴۲  کنیم عدد ناقابل ۸۲/۰به دست می آید که سرانه انتشار مقاله های متخصصان کتابداری ایران در طی ۴۰ سال است. یعنی در طی ۴۰ سال گذشته هر نفر حتی یک مقاله هم ننوشته است. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل! ! !

کشف دلایل این امر نیاز به یک پژوهش دارد. 

دولت <=> وزارت علوم <=> دانشگاه <=> اساتید <=> دانشجویان <=> دولت

اگر دانشجویان بگویند که نظام آموزشی مشکل دارد و اساتید به ما روش پژوهش نیاموخته اند، مطمئناً اساتید خواهند گفت که حقوق ما کم است و دانشگاه به ما توجه کافی نداشته است. دانشگاه هم خواهد گفت که وزارت علوم به اندازه کافی بودجه پژوهشی در اختیار ما نگذاشته است. وزارت علوم هم خواهد گفت که من عیال وارترین وزارت، بعد از وزارت آموزش و پرورش هستم. بنابراین همه یک عنصر را مقصر می کنند و آن دولت است. به طور حتم، دولت هم خواهند گفت که شماها با این همه بودجه ای که در اختیار داشتید چه کار کرده اید؟ مقصر دانستن دولت توجیهی بیش نیست.

     باید خاطر نشان کرد که میزان انتشارات یک دانشگاه یا یک کشور در رتبه بندی علمی آن دانشگاه یا کشور در سطح جهان تأثیر اساسی دارد. این یکی از دلایلی است که دانشگاه های ایران نتوانسته اند در بین ۵۰۰ دانشگاه برتر جهان جایگاهی داشته باشند. این شاخص ۲۰ امتیاز به خود اختصاص داده است و شاخص دیگر یعنی قرار گرفتن آثار اساتید یک دانشگاه در بین آثار پراستناد نیز ۲۰ امتیاز به خود اختصاص داده است. لذا می توان نتیجه گرفت که میزان انتشارات و کیفیت انتشارات ۴۰ درصد امتیازها را به خود اختصاص داداند. قابل توجه است که بیشتر پژوهشگران کتابداری ایران مقاله های خود را در مجله Library Review چاپ کرده اند که توسط ISI نمایه سازی نمی شود و در  مبحث بالا هم گنجانده نشده است. گاهی این پرسش پیش می آید که شاید پژوهشگران حاضر نیستند که ریسک کنند و مقاله های خود را برای مجله هایی که سردبیر آنها آمریکایی یا اسراییلی است بفرستند، هر چند که آمریکایی های سیاست را به علم قاطی نمی کنند. کم نیستند افرادی که با مدرک کارشناسی ارشد یا دکترا عضو هیأت علمی یک دانشگاهی هستند ولی در طی دوران خدمت خود حتی چند مقاله پارسی زبان هم ننوشته اند، حال انگلیسی پیشکش.

/ 5 نظر / 36 بازدید
Maryam

مثل هميشه موضوع خوبی را مطرح کرده ايد. بنظرم يکی از کارهای ما کتابدارها همين اطلاع دادن در مورد مجلات معتبر و شناساندن آنهاست. فکر ميکنيد چند درصد از اعضای هيات علمی ما با آی.اس.آی آشنا باشند؟ کتابداران دانشگاهی ما ميتوانند سمينارهايی برای آشنايی مدرسان و محققان ترتيب دهند و اين مسائل را مطرح کنند. نکته ديگر اسم مجلات ايرانی آورديد و داغ دل ما را تازه کرديد. اينکه آنقدر چاپ مقاله ات طول ميکشد تا موضوعش کهنه ميشود بماند. برخی هاشان اصلا زحمت نميکشند اطلاع دهند آيا مقاله ات را دريافت نموده اند و آيا پذيرفته شده يا نه؟ موفق باشيد.

Dariush Alimohammadi

عليرضا جان وبلاگت را ديدم. خيلی خوشم آمد. ادامه بده. پيرو اين بحث بايد بگويم که تا به امروز با چند سردبير آمريکايی و اسراييلی مکاتبه داشته ام. بر خلاف اعتقاد برخی از علما بسيار علاقه مندانه و مودبانه پاسخ می دهند و همکاری می کنند. ديويد شوارتز سردبير مجله اینترنت ریسرچ از آن جمله است. خداوند سایه اعضای هیات علمی شدیداً فعال اِل.آی.اِس ایران را از سر جمله دانشجویان کم نکناد !!!

طاهره کرمی

سلام . خسته نباشيد.اطلاعات بسيار مفيد و در عين حال غم انگيزی بود. درباره دلايل ننوشتن مقاله با شما موافقم و البته چاپ مقاله فارسی در خود ايران آنقدر دردسر دارد که چشم همه ما ترسيده است. مثلا مقاله مستخرج از پايان نامه را هر دانشجويی بايد بنويسد اما وقتی شما دو ماه وقت برا ي تنظيم مقاله و ويرايش آن صرف می کنيد و برای چاپ با ذوق و شوق فراوان به سراغ سردبير فلان مجله می رويد و ايشان نديد مقاله شما را رد می کند و سپس در همان لحظه کسی ديگر که هنوز ۲۴ ساعت از تاريخ دفاع از پايان نامه اش نگذشته مقاله خود را ارائه داده و پذيرفته می شود آنوقت جز سطل آشغال جای بهتری برای زحمات خود پيدا نمی کنيد.

ali moenlo

سلام من مومنلو هستم خبرنگار ايسنا بايد بگويم كه وبلاگ بسيار زيبا و پرمحتوايي داريد كه باعث افتخار براي همه پژوهشگران است با اجازتون هم اين مطلب شما در سرويس وبلاگ‌هاي ايسنا كار شد منتظر ديدار سبزتان هستم در پناه حق

هادی

با سلام متن زيبا و آگاهی بخشتان را ديدم .من فوق ليسانس مديريت هستم با اینکه چندین کار تحقیقاتی انجام داده ام با اينحال از آی اس آی مختصر اطلاعاتی هم ندارم اگر لينک خاصی در اين زمينه داريد از شما خواهش ميکنم به من هم بفرستيد که سخت مشتاقم.