حق مادی مؤلف و تأثیر مستقیم آن در تولید و توسعه علم

اگر وبگردی عادی هستید که از سر کوی کتابدار پارسی می گذرید که خوش آمدید. اما اگر پژوهشگر یا نویسنده ای هستید و هر از گاهی دست به قلم می شوید و چیزی را به رشته تحریر می­آورید، بی­تفاوت نگذرید. حتماً بر این مسأله واقف هستید که یک پژوهشگر روزها و ساعت­ها از عمر گرانمایه خود را صرف پژوهش و نگارش می­کند. آنگاه که همه در خواب خوش سحرگاهی به سر می­برند او مشغول تایپ یادداشت­های روزانه خود است. اما اگر شخصی یا سازمانی وی را حمایت کند و آثار علمی وی را به چاپ برساند برای ایشان بسیار لذت­بخش است.

داستان رنج سی­ساله فردوسی توسیشاعر نامدار را کمتر کسی است که نشنیده باشد، وی پس از تحمل سال­ها مشقت وقتی که اثر ارزشمند خود، شاهنامه را به خدمت سلطان غزنوی برد، سلطان از دادن دستمزد و پاداش به وی سر باز زد، بعدها وقتی سلطان برای حکیم ابوالقاسم فردوسی سکه­های طلا فرستاد که جنازة او را از شهر خارج می­کردند. بنابراین، وجود قوانین عادلانه برای حمایت از حقوق پدیدآورندگان در هر عصر و زمانی لازم است.

امروز صبح آنگاه که از خانه بیرون می­رفتم، به ناگه دیدم که در صندوق پستی ام پاکت نامه ای است که از ایالت نیوجرسی، شهر مدفورد آمریکا آمده است در وهله اول شگفت­زده شدم که چه کسی ممکن است از آمریکا برای من نامه فرستاده باشد. نامه را با هیجان باز کردم و متوجه شدم که یک نسخه از مجله­ای است که مقاله­ام را به چاپ رسانده است. روی جلد مجله آنلاین کاغذی منگنه شده بود وقتی نگاه کردم دیدم که یک چک ۳۸۵ دلاری آمریکا است. اصلاً انتظار نداشتم که مجله برای من چک بفرستد. من هم مثل بسیاری دیگر از نویسندگان عادت دارم، تاکنون هیچ مجله ایرانی به من حق مادی مؤلف پرداخت نکرده است. چه خوب، نوروز است و این مجله برای من عیدی نوروزی فرستاده است.

به یاد دارم روزی برای مجله علوم اطلاع­رسانی مقاله­ای نوشته بودم و با یکی از مدیران مجله صحبت کردم و گفتم چرا شما به نویسندگان حق مادی مؤلف پرداخت نمی­کنید؟ در جوابم گفت: ما همین که مقاله را چاپ می­کنیم به نویسنده لطف می­کنیم! یاد حرف­های مدیران صدا و سیما می­افتم که در جواب نقض قوانین حق­مؤلف و پخش بدون مجوز آثار موسیقائی توجیه می­کنند که ما همین که آهنگ­های یک خواننده را از شبکه ملی پخش  می­کنیم به او لطف کرده­ایم.نمونه­ای از نابسامانی­های موجود، نامه­ای است که استاد محمدرضا شجریان چند سال پیش، در شکوه از عملکرد سازمان صدا و سیما به رئیس آن آقای علی لاریجانی نگاشته است.

غرض از نقل این حکایت­ها این بود که وقتی یک پژوهشگری عمر خود را صرف پژوهش می­کند لازم است که حمایت مالی شود در غیر این صورت به مرور زمان انگیزه­اش را از دست می­دهد. با شکم گرسنه که نمی­شود پژوهش کرد. وقتی مقایسه می­کنم، متوجه می شوم که حق مادی که این مجله پرداخت کرد برابر است با حق مادی که ناشر ایرانی برای چاپ کتاب حقوق مالکیت فکری به من پرداخت کرد. واضح است که جوامع حامی حقوق مالکیت فکری (مادی و معنوی) از لحاظ صنعتی بسیار پیشرفت کرده­اند.  

"حقوق مالکیت فکری جزو حقوق خصوصی است که از یک طرف هدف آن محترم شمردن پدیدآورنده و از طرف دیگر حمایت از اثر اوست که مورد احتیاج و نیاز جامعه بشری است. به تعبیر دیگر هدف آن احترام به حقوق معنوی یا اخلاقی و حقوق مادی یا مالی مؤلف است.مالکیت فکری که مشتمل بر مالکیت صنعتی و مالکیت ادبی وهنری است" (نوروزی، ۱۳۸۱، حقوق مالکیت فکری: حق مؤلف و مالکیت صنعتی).

/ 3 نظر / 29 بازدید
حمید

تبریک به خاطر چاپ مقاله و چک. حالا که اینرو نوشتی احتمالا سیل مقالات علمای ایرانیه که به این مجله سرازیر بشه. از این حرفها که بگذریم، مسئله حق مولف که نوشتی خیلی درست نیست. هیچ مجله علمی در هیچ کجای دنیا برای نشر مقاله به مولف پول نمی دهد چرا که باعث اعتبار مولف و فرایند نشر علم است و پرداخت نیز موانعی را در چرخه علمی ایجاد خواهد کرد. علت اقدام مجله آنلاین نیز این است که این مجله یک Magazine است و نه یک journal و درآمد زیادی هم از طریق اشتراک و هم تعداد زیادی تبلیغ دارد. لذا پرداخت توسط مجله نیز چندان غیر معقول نیست. راستی مقالت رو دیروز تو کتابخونه دیدم. جالب بود ولی خوب باز هم با عکس شتر همراه بود. خوش باشی

علیرضا

بسیار سپاسگزارم. بگذار ایرانی ها بنویسند و جرات نوشتن بیابند، این مجله در آی اس آی نمایه سازی می شود و در ضمن به نفع ایران است البته آن مجله هر مقاله ای را نمی پذیرند. اگر دانشجوی ایرانی دیگری بتواند در این مجله مقاله چاپ کند خوب است حداقل یک کمک هزینه ای است برای او. در مورد حق مادی مولف وجود دارند مجله های دیگری که هزینه پرداخت می کنند. در ضمن من تا حدودی منظورم عدم حق مولف در ایران است. با سپاس ** در مورد عکس شتر من به خدا بی گناهم. نمی دانستم که این آمریکایی ها یک شتر در بیابان سوزان، کنار یک رایانه، در اول مقاله ام می گذارند. خودم هم در وهله اول خیلی ناراحت شدم که چرا آمریکایی ها خاورمیانه را با شتر می شناسند و بیابان. اما در نگاه دوم مهم نیست نشان می دهد که رایانه و اینترنت به خاورمیانه هم راه پیدا کرده است.

Maryam

مبارک باشه. عيدی نقدی حاصل از تلاش علمی خيلی می چسبه. البته منم از مجله رهیافت چند سال پيش سی هزار تومان بخاطر مقاله ام گرفتم.