سکوتم از رضایت نیست، دلم اهل شکایت نیست

اگر سکوت کرده ام و دیگر چیزی نمی نویسم، دلیل بر این نیست که همه کارهایم به خوبی و خوشی پیش می­رود و دیگر بی­خیال وبنوشت و یادداشت­نویسی هستم و مرفه بی درد شده ام.  نزدیک به سه هفته است که کلاس­ها شروع شده اند و من هنوز بلاتکلیفم، نه اتاق دارم، نه آدرس ایمیل رسمی، نه کاغذ دارم و نه رایانه؛ نه اجازه ورود به دانشگاه، نه اجازه امانت از کتابخانه و نه کارت شناسایی. گویی در این مملکت من یک بی­هویتی بیش نیستم.

دوست دارم از کتابدار خوب دانشکده یعنی آقای صالح رحیمی رسماً تشکر کنم زیرا اگر او نبود حتی نمی­توانستم کتاب امانت بگیرم. گاهی اوقات از دانشجویان خواهش می­کنم برایم کتابی امانت بگیرند تا به خانه ببرم؛ گاهی از آنها می­خواهم کتابی را برایم امانت بگیرند تا از آن کپی بگیرم و ...

دیروز کلاس داشتم و بعد از کلاس خسته رفتم اتاق یکی از همکارانی که از بزرگواری خود کلید اتاقش را به من داده تا از آن استفاده کنم، می­خواستم به ایمیلهای بی­جواب و زبان بسته ام جوابی بدهم، اما افسوس که نیم ساعت با جیمیل و یاهو ور رفتم که مدام تایم اوت می­داند، و آخرش رها کردم و گفتم تا دو ماه دیگر به آنها جواب می­دهم. نزدیک به یک­ماه است که به ایران برگشته ام و به راستی که دلم برای اینترنت با سرعت بالا تنگ شده است.اگر توی خانه از کارت اینترنت استفاده می کنم سرعتش معمولاً 32 کیلوبایت است و این یعنی هیچ چیز (Nothing) در مقابل سرعت 20 مگا و بیشتر کشورهای دیگر.

دیگر نمی­توانم به راحتی یک فایل پی­دی­اف را بارگیری کنم و نیمه رها می­کنم. اگر فقط و فقط یک کار درست در زمان دانشجویی خود در آن سوی آبها انجام داده باشم، آن چیزی نیست جز، بارگیری هزاران مقاله مجله­های خارجی، که امروز می­توانم از آنها استفاده کنم. خلاصه اگر دیدید که دیگر نمی­نویسم، دلیلش را متوجه شدید. پس از سر تقصیرم بگذرید.

/ 2 نظر / 33 بازدید
کرمی

دردل شما دست ما را هم به قلم برد (یا به قول بچه ها کیبوردفرسایی کردیم). ببینید:www.liblog.blogfa.com بزودی اين مشکلات حل می شوند و تنها يادآوری آنها لبخند تلخی بر لبان انسان می نشاند. اينجا ايران است انتظار هر چيزی را داشته باشيد. موفق باشيد

فرشيد دانش

با درود عليرضا خان دوست گرامی آسمان همه جای ايران همين رنگ است. جانا سخن از دل ماميگويی. حالا اونجا دانشگاه تهران است ببين دانشگاه های ديگر چه وضعی دارند. در هر حال اميد وارم که مشکلات هرچه زودتر حل شوند. به نظر من مسئولين دانشکده شما بايد برای ورود شما به دانشکده جشن می گرفتند و از شما قدردانی می کردند نه اينکه حتی کامپيوتری هم به شما ندهند و حتی کارت کتابخانه ای و.... دوست خوب من نگران نباش به قول خانم کرمی اين مشکلات حل می شود اما ۵۰ سال دیگر... و به نظرمن انسان پس از حل مشکلات نیز فقط برایش صرفا یک خاطره تلخ به جای می ماند. به اميد ديدار شما در اصفهان