فرهنگ یا بی فرهنگی استناد

در یادداشت های گذشته در همین وبنوشت نوشته شد که در هر اثری خواه چاپی یا الکترونیکی "ممکن است به دلایل گوناگون به تجربه ای، قولی یا مکتوبی اشاره شود. […] اشاره به سخن یا سند پیشین اصطلاحاً استناد خوانده می شود" (حرِّی، ١٣٧٢). در واقع استناد یعنی "قبول صحت و درستی یک مدرک توسط مدرک دیگر" (عصاره، ١٣٧٧). به دیگر سخن، استناد رابطه میان اثر استناد دهنده با اثر استناد شونده را نشان می دهد. نویسندگان به دلایل گوناگونی استناد می دهند که یوجین گارفیلد (1965) فهرستی از ١۵ دلیل اصلی استناد را بر می شمارد که در اینجا برخی از آنها ذکر می گردد.

١. تجلیل از پیشینیان

٢. اعتبار بخشیدن به آثار مرتبط (تجلیل از همتایان)

٣. اثبات ادعاها

۴. مشخص کردن آثار اصلی و مهمی که در آن یک ایده ای پدیدار شده است.

در سال 2006 در مجله وب شناسی یادداشتی نوشتم در مورد وب درمانی (Webotherapy) که برای نخستین بار بحث و واژه وب درمانی را در مجله های کتابداری به انگلیسی مطرح کردم و بعدها این ایده را گسترش دادم و پس از مطالعه بیش از 250 مقاله به مدت یکماه در حوزه های مختلف کتاب درمانی و روان درمانی مقاله ای نوشتم که توسط مجله (Electronic Library) پذیرفته شد که به زودی منتشر خواهد شد. همزمان مقاله کوتاهی با عنوان وب درمانی و کتاب درمانی برای مجله کتابداری و اطلاع رسانی مشهد نیز ارسال کردم.

Noruzi, A. (2006). Webotherapy and Beyond. Webology, 3(3), editorial 9. Available at: http://www.webology.org/2006/v3n3/editorial9.html

Noruzi, A. (2007). Webotherapy: Reading Web Resources for Problem Solving. The Electronic Library, forthcoming. Abstract available at: http://www.noruzi.blogspot.com

 چند روز پیش آقای یوسفی یادداشتی روی وبنوشت گذاشته بود که مجله وب یک مقاله ای در مورد وب درمانی منتشر کرده است و از آنجا که من در این سوی دنیا به مجله های فارسی دسترسی ندارم خواهش کردم که مقاله را برایم ارسال فرمایند. ایشان هم قبول زحمت فرمودند.

وب درمانی. وب: ماهنامه آموزشی، پژوهشی و اطلاع رسانی، سال هفتم، شماره 80 بهمن 1385.

نگاهی گذرا بر مقاله انداختم و در همان نگاه اول متوجه شدم حداقل چهار خط اول مقاله استناد  نشده است. مقاله هیچ منبع و مأخذی ندارد و گویی واژه وب درمانی (Webotherapy) روی هوا نازل شده است. با این وجود انصافاً بقیه مقاله را خود نویسنده نوشته است. هر چند که در قسمت مراحل اجرای وب درمانی هم به طور کلی ایده گرفته است. 

 وقتی دلم می سوزد که نویسنده با من مکاتبه کرد و گفت این موضوع برایم جالب است و من هم با کمال میل هرچه مقاله در مورد کتاب درمانی و مقاله های خودم را برایش ارسال کردم. متأسفانه برخی از نویسندگان در حوزه های علمی مختلف، ایده اصلی یا حتی اطلاعات یک مقاله را بدون ذکر منبع به نام خود منتشر می نمایند و طوری جلوه می دهند که گویی خود بانی این ایده بوده اند. چنین عملکردهایی شایسته نیست. بهتر است که افراد به آثار استفاده شده استناد نمایند.   

منابع

حرِّی، عباس (١٣٧٢). مروری بر اطلاعات و اطلاع رسانی. تهران: صفحه 291.

عصاره، فریده (١٣٧٧). تحلیل استنادی. فصلنامه کتاب، پاییز و زمستان، صفحه 34-48.

Garfield, Eugene (1965). Can citation indexing be automated? Available at: http://www.garfield.library.upenn.edu/essays/V1p084y1962-73.pdf 

 

/ 4 نظر / 38 بازدید
امين يوسفی

آقای نوروزی من هم وقتی اين مقاله توجه ام را جلب کرد چون می دانستم شما برای اولين بار در فارسی اين واژه را به کار برده ايد بلافاصله با آخر مقاله مراجعه کردم تا نگاهی به منابع مقاله و استنادات آن بياندازم و وقتی ديديم هيچ ماخذی ذکر نشده ! خيلی تعجب کردم . اما مطمئن بودم که حداقل ايده اصلی از مطالب شما گرفته شده است.

احسان محمدی

سلام جناب نورزوي بنده يك بار در سال ۱۳۸۲ به مجله وب يك مقاله براي چاپ دادم.با رعايت استناد.ولي موقع چاپ ديدم كه تمام استنادها و حتي منابع رو حذف كردند.بنده براي حفظ شخصيت حرفه اي با دفتر مجله تماس گرفتم و اظهار داشتند كه ما در نوشتن منابع معذور هستيم چون مجلات مشابه از دل منابع مقالات ما به مطالب تازه ميرسند و ما نمي خواهيم رقبا از ما جلوتر بيفتند.

امين يوسفی

ضمنا سايت http://farm1.static.flickr.com که از آن برای آپلود تصاوير استفاده می کنيد در ايران فيلتر شده و تصاوير وبنوشت قابل روئيت نيست.

علیرضا

سلام. به خاطر یادداشت های شما بسیار سپاسگزارم. نمی دانستم که توی جمهوری ایران فلیکر هم سانسور شده است، عجب! در مورد عکس ها آنها را از این پس توی سایت گوگلپیجز می گذارم. در مورد نظر احسان هم در مورد حذف استنادها توسط مجله واقعاً متاسفم مجله ای که با این فلسفه منتشر شود که باید اصلاً منتشر نشود. با سپاس