مجله های پارسی زبان در حوزه علوم کتابداری و اطلاع رسانی: یک نکته

یکی از متخصصان کتابداری  بر یادداشت پیشین درباره "تأثیر نشر آثار علمی در گسترش رشته کتابداری" یادداشتی نوشته بود که قابل توجه است. ایشان ذکر کرده بودند که "چاپ مقاله فارسی در خود ایران آنقدر دردسر دارد که چشم همه ما ترسیده است. مثلاً مقاله مستخرج از پایان نامه را هر دانشجویی باید بنویسد اما وقتی شما دو ماه وقت برا ی تنظیم مقاله و ویرایش آن صرف می کنید و برای چاپ با ذوق و شوق فراوان به سراغ سردبیر فلان مجله می روید و ایشان ندیده مقاله شما را رد می کند و سپس در همان لحظه کسی دیگر که هنوز ۲۴ ساعت از تاریخ دفاع از پایان نامه اش نگذشته مقاله خود را ارائه داده و پذیرفته می شود، آن وقت جز سطل آشغال جای بهتری برای زحمات خود پیدا نمی کنید".  با نظر ایشان کاملاً موافقم. متأسفانه هنوز شیوه داوری و پذیرش مقاله توسط مجله های کتابداری ایران واضح نیست. به عنوان نمونه در سال ۲۰۰۱ مقاله ای از پایان نامه ام استخراج کردم و به مجله فصلنامه کتاب فرستادم. در سال ۲۰۰۶ هستیم و تاکنون نامه ای دال بر رد و یا پذیرفتن آن مقاله دریافت نکرده ام. در هر حال، ویراستاران یک مجله باید در مورد پذیرش مقاله ها، یک الگوی واحد داشته باشند که بر اساس آن به ارزیابی مقاله ها بپردازند. این حق مسلم هر پژوهشگر است که دلایل رد مقاله اش را بداند تا آن را ویرایش و یا برای مجله ای دیگر بفرستد. محال است که یک مجله خارجی پیدا کنید که فرم ارزیابی برای پذیرفتن مقاله ها نداشته باشد. به طور معمول، هر مقاله بدون ذکر نام نویسنده برای دو یا سه داور به همراه فرم ارزیابی فرستاده می شود و بعد داوران هر چه گفتند ویراستار بر اساس آن تصمیم می گیرد کاری که مجله وب شناسی هم انجام می دهد. هدف از حذف نام نویسنده این است که اعتبار علمی، ملیت و یا سایر مسائل بر پذیرش یا عدم پذیرش مقاله تأثیر نگذارد. در فرم ارزیابی معمولاً ساختار علمی مقاله از عنوان تا منابع مورد ارزیابی قرار می گیرد.

/ 4 نظر / 7 بازدید
حمید

البته فرم ارزیابی مجله های خارجی نیز یکسان نیست و برخی مجلات معتبر هم به دلیل اینکه این فرمها در نوع ارزیابی محدودیت ایجاد می کنند و قدرت مانور داور را می گیرند از هیچ فرمی استفاده نمی کنند و داور به تشخیص خود به نگارش متن داوری می پردازد. نمونه این مجله ها اسلیب پروسیدینگ است. مشکل دیگر مجلات فارسی این است که رسم و رسوم مدونی برای مکاتبه ندارند و شاید برای کاهش هزینه از اینکار ابا می کنند. البته با گسترش ایمیل و افزایش مقالاتی که به صورت الکترونیک ارسال می شوند شاید این مشکل در نتیجه توجه بیشتر ویراستاران حل شود. مسئله بعدی موافقت نامه حق مولف است که هرگز چنین چیزی برای مولف ارسال نمی شود. ظاهرا تمام مجلات فارسی آنرا بی اهمیت می دانند. اما تمام مجلات معتبر فرنگی پیش از نشر مقاله فرمی را برای مولف ارسال می کنند تا امضا کند

ح.

بد نیست شاید یک چند خطی در این زمینه در گروه بحث کزایی هم بنویسی و به این مطالب لینک بدهی. به هر حال بحث علمی است و شاید بعضی ها مشارکت کنند. باعث افزایش آگاهی دانشجویان و اسایید نیز می شود. منتها اگر اونجا نوشتی باید خیلی حواست باشه چی می نویسی. بعضی ها دنبال بهونه می گرند جنجال راه بندازند. البته من که الحمدلله عضو نیستم

علیرضا

آقا حمید سلام و سپاس. در مورد مجله های پارسی زبان کاملاً موافقم. مسأله حق مولف یک مسأله اساسی است و عدم پرداخت حق مادی مؤلف به پژوهشگران، موجب کاهش علاقه آنها به انجام پژوهش های بنیادی شده است. با کدامین انگیزه یک پژوهشگر شش ماه روی یک طرح در قالب مقاله کار کند و برای یک مجله داخلی بفرستد. متأسفانه مجله های پارسی زبان توجیه می کنند همین که مقاله شما را چاپ می کنیم به شما افتخار داده ایم. درست مثل توجیهی که صدا و سیما برای پخش آثار موسیقی ایرانی در تلویزیون دارد و همواره مخالفان خاص خود را داشته و دارد. هر جامعه ای که حق مؤلف را حداقل برای نویسندگان داخلی به رسمیت نشناسد قادر به پیشرفت بنیادی نخواهد شد. موفق باشید.

علیرضا

آقای ح. از اظهارنظر شما سپاسگزارم. من اینجا فقط نظر شخصی خود را می نویسم و مسؤول نظرات خودم هستم. اصلاً کاری به گروه بحث ندارم. در باب این مسأله باید انجمن کتابداری و گروه های آموزشی کتابداری تصمیم بگیرند که به مجله های داخلی کمی سر و سامان دهند و آنها را ارزیابی علمی نمایند. موفق باشید.