دلایل مهجور ماندن رشته کتابداری در ایران در سطح ملی و بین المللی

نگاهی بر مطالب نوشته شده روی وبنوشت­های پارسی زبان و از جمله وبلاگ گروهی کتابداران ایران که در واقع، اخبار کتابداری و اطلاع­رسانی ایران و زبان گویای کتابداران ایران است، نشان می­دهد که بسیاری از کتابداران، اطلاع­رسانان و دانش­شناسان ایرانی معتقدند که رشته کتابداری (یا آنچه که از این پس ما آن را دانش­شناسی و اطلاع­شناسی می­گذاریم) در ایران مهجور مانده است.

    نخست قابل ذکر است که نباید ایران را با مهد کتابداری و اطلاع­رسانی دنیا یعنی آمریکا مقایسه کرد. به عنوان مثال، بر اساس قانون آمریکا (U.S. Code) هر قاضی آمریکایی باید یک کتابدار به عنوان دستیار داشته باشد که متن قوانین و آخرین اطلاعات را در اختیار او قرار دهد تا بتواند سریع­تر در مورد پرونده­های قضایی تصمیم بگیرد. تصور شود که ۵۰ ایالت آمریکا هر کدام دارای ۵۰ شهر و هر شهر دارای یک دادگستری با ۵۰ قاضی؛ حال تعداد کتابداران دستیار این حضرات قاضی برابر است با = ۱۲۵۰۰۰ هزار نفر. اما تعداد کتابداران دانشگاه­ها، مدارس، کتابخانه­های عمومی و تخصصی چقدر است؟ وقتی در کشوری کتابداران در تمامی لایه­های قانون و قدرت (از دستیاری قضات تا همنشینی با اعضای کنگره) رسوخ کرده­اند، بنابراین هم دولت و هم ملت به آنها احترام می­گذارند.

اما دلایل مهجور ماندن کتابداری چیست؟

- پایین بودن روحیه همکاری و مشارکت بین کتابداران و کتابخانه­ها

- پایین بودن تعداد مجله­ها، مقاله­ها و آثار علمی به نسبت سایر رشته­ها.

- پایین بودن میزان حضور مباحث مربوط به کتابخانه، کتابداری و کتابخوانی در روزنامه­ها، خبرگزاری­ها، رسانه­های گروهی، تلویزیون، رادیو و غیره.

- مدیریت بر کتابخانه­ها و مراکز اطلاع­رسانی ایران توسط متخصصان سایر رشته­ها (از شیمی تا ریاضیات)، گویی در این مملکت قحط المکتبی است.  

- پایین بودن سطح مطالعه و کتابخوانی در جامعه و در نتیجه بیگانه بودن جامعه با کتاب، کتابخانه و قشر کتابدار [دانش­شناس].

- پایین بودن قدرت خرید جامعه برای خرید کتاب و مواد دیداری-شنیداری که خود ناشی از ناهمخوانی درآمدها با مخارج است.

- احساس عدم نیاز جامعه به مصرف اطلاعات به خاطر دانش­محور نبودن جامعه.

- تبلیغات وسیع رشته­های ارتباطات، فناوری اطلاعات، مدیریت اطلاعات و غیره در رسانه­های گروهی بخصوص رادیو- تلویزیون و عدم توجه به رشته کتابداری و اطلاع­رسانی [دانش­شناسی و اطلاع­شناسی] در مقیاس کلان.  

- همگام نبودن آموزش­های دانشگاهی کتابداری [دانش­شناسی و اطلاع­شناسی] با پیشرفت­های فناوری در ایران.

- به­روز نبودن دانش کتابداران  [دانش­شناسان و اطلاع­شناسان]، به عبارتی دیگر عدم توان کتابداران جهت پاسخگویی به نیازهای جدید جامعه

- عدم حضور کتابداران [دانش­شناسان و اطلاع­شناسان] در پست­های سیاسی و کلیدی در جامعه.

- عدم سرمایه­گذاری کافی توسط دولت در بخش کتابخانه و فرهنگ.

- تأثیر اینترنت و وب بر کاهش مراجعان کتابخانه­ها.  

- مشکل بر سر نام کتابداری و واژه کتابدار بعد از ۴۰ سال. نگاهی به معادل کتابدار در زبان­های زنده دنیا نشان می­دهد که در اکثر زبان­های اروپایی غیرانگلیسی زبان از واژه کتابخانه+دار استفاده کرده­اند.

   فرانسوی Bibliothécaire

   آلمانی Bibliothekar

   ایتالیایی Bibliotecario

   اسپانیایی Bibliotecario

   پرتغالی Bibliotecário

   انگلیسی Librarian

   معادل کتابدار در زبان عربی "مکتبی" است.

/ 2 نظر / 31 بازدید
کرمی

با سلام. دلايلی که مطرح کرديد بی کم و کاست تماما درست است. اما متاسفانه بیش از ۵۰ درصد مشکل از سيستم آموزشی در دانشگاهها و بقيه آن از سياستگذاريهای کلی علی الخصوص نظام استخدام و اداری ايران است. تمامی کسانيکه وارد حرفه کتابداری شده اند می دانند آنچه در دانشگاهها خوانده اند با آنچه در محيط کار از آنان خواسته می شود بسيار متفاوت است. متاسفانه محيط اداری ايران بسيار بسيار مريض است. اولين و مهمترين مشکل هم از رده مديران شروع می شود. سژس کارمندان قديمی با سابفژقه های کاری زياد که به هيچ عنوان نمی خواهند ميز و صندلی خود را از دست بدهند. و البته مهمتر از همه اينها سيستم روابطی بسيار قوی و ضوابطی بسيار ضعيف در ايران است. گفتن برخی مطالب آنقدر مضحک است که انسان را به فکر وا می دارد که چرا هفت سال از عمر خود را صرف علم و دانش کرده ايم و به اصطلاح متخصص کتابداری و اطلاع رسانی شده ايم وقتی مجبوريم رويه های قديمی و عهد بوقی را دنبال کنيم.

محمد زره ساز

آقای دکتر سلام يکی از مشکلات رشته و کلا محيط علمی ما همان کاترالدوله هايی هستند که خواستيد معرفی کنم ولی احتياج به معرفی ندارند و انحصار همه چيز را می خواهند شايد من بدبين شده ام ولی همانگونه که قبلا گفته ام قوانين کتابداری حس خودخواهی ما کتابداران را قلقلک می دهد و هر کس تنها به خود پرداخت روحيه کار گروهی را هم از دست می دهد و مابقی قضايا که خود بهتر می دانيد...........