کتابداری در ایران: چرا ناشناخته مانده است؟

هر از گاهی در کتابداری ایران بحث از تغییر نام رشته و تغییر محتوای دروس دوره های کارشناسی و کارشناسی ارشد مطرح می­شود و اعتراض و نقطه نظرها به اوج خود می­رسد به طوری که فکر می­کنید که خدای ناخواسته فردا در عرصه کتابداری ایران یک انقلاب اطلاعاتی صورت می­گیرد و نام رشته و محتوای آن عوض خواهد شد. اما متاسفانه این انتقادها مانند طغیان دریا چندان دوام ندارد و صرفاً با چند اظهارنظر به پایان می­رسد و هیچ کارشناسی روی این مساله مهم صورت نمی­گیرد. گروه بحث کتابداری مشهد هم که آرشیو ندارد تا بتوان نگاهی کامل بر اظهارنظرها در این باره انداخت.

 قبل از مطالعه دنباله بحث خواهشمند است که نگاهی به فهرست درس­های کتابداری دانشگاه راگرز (MLIS: Library and Information Science) آمریکا (که در ادبیات فارسی با غلط مصطلح دانشگاه راجرز می­شناسند) بیندازید. برای آندسته از افرادی که اطلاع ندارند، پروفسور تفکو ساراسویک (Professor II) نیز استاد کتابداری این دانشگاه است.

  همانگونه که در یکی از یادداشت­های سال گذشته در همین­جا مطرح شد باید با دید انتقادی به کتابداری ایران نگریست و باید دید که چرا رشته کتابداری نمی­تواند انتظارات دانشجویان خود و جامعه را برآورده نماید. باید آسیب­شناسی و ریشه شناسی کرد. در مقایسه بین دانشگاه های ایرانی با دانشگاه های خارجی در این حوزه چند نکته مهم به چشم می­خورد. نخست آنکه گروه های کتابداری در دانشگاه های خارجی خود تصمیم گیرنده هستند و استقلال تام دارند. به عبارت دیگر، دانشگاه ها با توجه به اعضای هیات علمی خود و نیازهای روز جامعه شرح رئوس مطالب یک رشته را تعیین می­کنند و در نهایت انجمن­ها و سازمان­های ملی در این حوزه اعتبار آنها را تعیین می­کنند. در واقع، یک نوع رقابت بین گروه های کتابداری در دانشگاه ها خارجی وجود دارد تا بتوانند بودجه و امکانات بیشتری کسب کنند و دانشجویان بیشتری را جلب نمایند و در نهایت اعتبار خود را بالا ببرند. در نتیجه، برای هر گروه وبگاه طراحی می­کنند و تا جایی که می­توانند برای پذیرش دانشجو تبلیغ می­کنند و اساتید محترم سالی حداقل چهار مقاله بین المللی دارند. وقتی به شرح دروس گروه های آموزشی خارجی می­نگرید، می­بینید که دروس کاملاً تخصصی هستند. تا حد امکان سعی می­کنند که به آموزش استفاده از فناوری­های اطلاعاتی و ارتباطی (فاوا)، رایانه، اینترنت، کتابخانه های مجازی، پایگاه های اطلاعاتی، مدیریت دانش و سازماندهی اطلاعات در محیط اینترنت و وب، اقتصاد دانش و جایگاه اطلاعات در عرصه رقابت اقتصادی، و غیره بپردازند.

 در حالی که ما بعد از سی­سال از گذشت آموزش کتابداری در ایران هنوز هم به دروسی مثل تاریخ ادبیات ایران، تاریخ ادبیات جهان، روانشناسی عمومی و روانشناسی کودک، تاریخ تمدن و تاریخ اجتماعی ایران و امثالهم می­پردازیم. غافل از این که این دروس در عمل به هیچ کار نمی­آیند. دانشجو به محض خروج از سر جلسه امتحان، همه آنها را به بایگانی تاریخ می­سپارد، و ممکن است که هرگز آنها را فرا نخواند. به راحتی می­توان این دروس را با دروس تخصص نوین جایگزین کرد. متاسفانه اساتیدی که دروس روانشناسی کودک را تدریس می­کنند به خود اجازه نمی­دهند که در مورد نحوه رفتار و برخورد با کودک در کتابخانه ها چهار مقاله مطالعه کنند و چهار نکته به دانشجویان کتابداری بیاموزند.

 در عصر اطلاعات و در جوامع دانش­محور مبتنی بر شبکه اینترنت، آشنایی با کتابهای مرجع کاغذی چندان معنی پیدا نمی­کند. بنابراین، بسیاری از دروس دوره کارشناسی کتابداری در ایران نیز باید متناسب با زمان عوض شود. مرجع­شناسی عمومی فارسی و عربی و یا مرجع شناسی لاتین مبتنی بر کاغذ باید جای خود را به مرجع­شناسی مبتنی بر شبکه اینترنت دهند و ماشین­نویسی عهد عتیق جای خود را به آشنایی با وورد، پاورپوینت، اکسل، و غیره دهند. لذا یک بازنگری کلی در دوره های کارشناسی کتابداری در ایران کاملاً ضروری است و با تغییر نام چند درس و ارائه محتوای قدیمی هیچ دردی دوا نمی­شود و نخواهد شد.

 برای نمونه، وقتی که اغلب دانشجویان کتابداری با طراحی وبگاه و صفحه وب آشنایی ندارند و حتی نمی­توانند برای خود یک صفحه شخصی برای ارائه شرح فعالیت­های علمی خود (CV) طراحی نمایند، چگونه باید انتظار داشت که اینها کتابخانه های سنتی نسل یک موسوم به کتابخانه یک (Library 1.0) را به سوی نسل نوین کتابخانه دو (Library 2.0) بکشانند.

 دوم این که در این کشورهای خارجی دانشگاه ها با بخش صنعت در تماس مستقیم هستند. اغلب دانشجویان از سازمان  یا مؤسسه ای بورس دارند. لابراتوارهای کتابداری و اطلاع­رسانی به کارهای اقتصادی و قرارداد تجاری می­پردازند. دانشجو مجانی کارورزی نمی­کند. بسیاری از سازمان­ها از گروه درخواست کارورز می­کنند و از کارورز می­خواهند که پایگاه اطلاعاتی طراحی کند و یا بخش خاصی از سازمان، اعم از کتابخانه و یا مرکز اطلاعاتی را سازماندهی و راه اندازی نماید. مرکز اطلاع­رسانی یا کتابخانه قلب سازمان و اطلاعات اساس تصمیم­گیری است. حال آن که اگر در سازمان­های ما کتابخانه را حذف کنید، هیچ خللی بر کار سازمان وارد نمی­شود. اما اگر فقط یک­روز، آنهم به منظور تعمیرات، آبدارخانه را تعطیل کنید صدای همه کارکنان در می­آید. آیا می­دانید که دانشگاه هایی در این کشور هستند که کتابخانه ندارند و بعد از ساخت تازه یاد کتابخانه افتاده و چند تا اتاق به کتابخانه اختصاص می­دهند.

 ممکن است گفته شود که وضعیت کتابداری ایران امروزه خیلی بهتر از سی سال پیش است و تعداد کتاب­ها و مجله های این حوزه نشانه این تحول و تغییر است، اما این یک فرآیند طبیعی است. اگر سی سال پیش رایانه، وب، وبنوشت (وبلاگ) و رایانامه (پست الکترونیکی) وجود داشت به طور حتم وضعیت خیلی بهتر از این بود. امروزه دانشجوی سال اولی حرف­هایی می­زند که برخی افراد کارکشته از آن بی­خبر هستند.

 اما یک مسأله دیگری که در کتابداری ایران به آن توجه نمی­شود یا چندان مورد نقد قرار نمی­گیرد، جایگاه دولت در اشاعه اطلاعات، کتابخوانی، و کتابخانه سازی است. همه می­گویند که میزان مطالعه و کتابخوانی در جامعه ما خیلی پایین است. اما آقایان محترم شماها که این را می­گویید چه تعداد روزنامه و مجله رایگان در ایستگاه های اتوبوس و متروی تهران بین مردم پخش می­کنید که انتظار دارید که مردم کتابخوان شوند؟ چند درصد مسافران اتوبوس و مترو را در حال مطالعه می­بینید؟ چه تعداد بُن کتاب بین اقشار مردم پخش می­کنید که مردم کتاب بخرند؟ دولت می­تواند سالی حداقل پنجاه هزار تومان از پول نفت به عنوان بُن خرید کتاب به منظور فرهنگ­سازی و ارتقای سطح علمی کشور بین اقشار مختلف تقسیم کند بعد نتیجه اش را ببیند. برخی­ها گناه ناآشنایی جامعه و کتاب­نخوانی جامعه را به گردن کتابداران بیچاره می­اندازند.  

 بد نیست که نورافکن واقعیت­نما به سمت دولت، دولتمردان و مجلسیان چرخانده شود تا مشخص شود که دولت چقدر برای کتابخانه های عمومی و مدارس که در واقع قدمگاه نخست آشنایی با کتاب و کتابخانه و کتابداری هستند، بودجه اختصاص می­دهد. همه می­دانیم که بین ۳۰ تا ۴۰ درصد جامعه ما را روستاییان تشکیل می­دهند، اما چه تعداد کتابخانه روستایی و کتابخانه سیار برای روستاهای ایران داریم؟ متأسفانه در قوانین این کشور با تاریخ هفت هزار ساله هیچ قانونی برای حمایت از کتابخانه های روستایی و فرهنگ سازی در روستاها گنجانده نشده است. آیا می­دانید که برخی گروه های کتابداری ایران که مثل قارچ رشد می­کنند، در کتابخانه دانشکده یا دانشگاه خود هیچ کتاب، مجله و منبعی به زبان انگلیسی و حتی فارسی ندارند و بعد دانشجوهای خود را به اینجا و آنجا و این و آن ارجاع می­دهند؟ وقتی که مدیران و روسای دانشمند برخی از دانشگاه ها هیچ برنامه ای برای کتابخانه و منابع اطلاعاتی ندارند و اساساً دانشگاه جزوه محور است، چه انتظاری از کتابدار و دانشجو و جامعه دارید؟

نتیجه گیری

 بدانید و آگاه باشید که گذشت زمان هیچ چیزی را حل نخواهد کرد، بلکه شکاف اطلاعاتی و فناوری ما را با جهان غرب بیشتر و بیشتر می­کند، بخصوص که ما هیچ برنامه استراتژیکی برای آینده کتابخانه ها نداریم. بدون تخصیص بودجه کافی به بخش "فرهنگ، فرهنگ­سازی و کتابخانه سازی" رشد علمی در هیچ کشوری ممکن نیست. برای نمونه، فرانسه از سال ۱۹۹۰ تعداد کتابخانه های عمومی اش را دو برابر کرد تا فرهنگ­سازی نماید. اغلب کتابخانه های عمومی این کشور اکنون به اینترنت دسترسی دارند و کاربران برای دسترسی به اینترنت به کتابخانه می­آیند. هر کتابی را می­توان از هر کتابخانه عمومی در کل کشور فرانسه امانت گرفت، این هم به خاطر فهرستگان مشترک کتابخانه های عمومی و فهرستگان مشترک کتابخانه های دانشگاهی است. باید "کتاب" به عنوان کانال اصلی انتقال دانش، فرهنگ و بینش وارد سبد خرید خانواده ها شود

/ 9 نظر / 111 بازدید
منصوری

جناب دکتر نوروزی مطالب بسيار جالب و به حق واقعی را بيان کرديد. متاسفانه تا به امروز آمار دقيقی از تلاش دولت و دولمتمردان در زمينه کمک به امر کتابخوانی ارائه نشده و اگر هم بوده تبليغی بيش نبوده. متاسفانه ما کتابداران نيز پشتيبان محکمی نيز در بدنه دولت نداريم که امور را به دولت و تصميم گيران امر گوشزد نمايد. بنابراين تا زمانی که سازمانی با آگاهی کامل از فوايد کتابخوانی و کتابخانه در کشور تشکيل نشود و از طرف ديگر نگاه وزارت علوم و اساتيد گرانقدر به رشته کتابداری و اهداف اين رشته عوض نشود وضع همينطور خواهد بود.

زره ساز

آقای دکتر اين نوشته شما پر از نکات اساسی بود و در عين حال راه حلها را هم شامل می شد. پس می دانيم مشکل کجاست و راه حل ها هم تا حدی مشخص است پس باز مشکل در کجاست ؟ بنظر من روندها و فرآيندهای آکادميک ما و ريشه های فرهنگی آن در حال تغيير و به سوی قهقراست. استاد استاد می شود تا استاد باشد و درس بدهد. استاد ما پژوهشگر نيست ... اين ممکن است خيلی مشکل حادی تصور نشود ولی زمانی که خود اساتيد ما که از ميان آنها وزير و وکيل هم انتخاب می شود به صرف استاد شدن استاد باشند .... تو خود بخوان حديث مفصل از اين مجمل ... به نظر من آقای دکتر ما در تعاريف و ارزشها مشکل داريم و هدف از دانشگاه - مطالعه و تحقيق را تغيير داده ايم که اين بالطبع بر رشته ما تاثير می گذارد که تابع اين جو ناپايدار است. زمانيکه تصميمات ما اطلاعات محور و دانش مدار نباشد يعنی به اطلاعات و اطلاع شناسان و دانش ورزان نيازی نيست ...... بسيار از خواندن مطلب شما استفاده کردم. اميدوارم اين بحث ادامه پيدا کند ...............

علی

جناب آقای دکتر نوروزی با سلام مطالبی که نوشته بودید در نوع خود جالب است امايادتان نرود که اينجا ايران است صدای جمهوری اسلامی ايران. در کشوری که مردم در تهيه مايحتاج اوليه زندگيشان مانده اند مطالب شما کمی رويايی است موفق باشيد

امين يوسفی

با سلام . جناب آقای نورورزی دید عالمانه شما نسبت به مشکلان کتابداری کشور بسیار ارزشمند است. به نظر من با آنکه سياست های کلان فرهنگی کشور در راستای ارزش گذاری برای اطلاعات و کتاب و کتابخوانی نيست ولی قسمتی از مشکل مربوط به متوليان کتابداری کشور است. انجمن کتابداری عملا قدمی در راه حل مشکلات پيش روی کتابداری و کتابداران بر نمی دارد و جلسات ماهيانه آن بيشتر شبيه شب شعر است که تا کنون برايند مفيدی نداشته است. انجمن کتابداری ما در طی اين سالها اقدامی عملی در راه تحول کتابداری و اطلاع رسانی کشور انجام نداده است و اين مسائل جای تاسف دارد.

مريم

خوشحالم که وبلاگتان حتی فعالتر از دوران دانشجويی تان شده. با بسياری از مباحث مطرح شده در پست اخيرتان موافقم. مخصوصا انتقادتان نسبت به سرفصلهای آموزش کتابداری. فکر ميکنيد بتوانيم تغييری در آموزش ايجاد کنيم؟ آيا امکانات و شرایط موجود اين اجازه را ميدهد؟ آیا انگیزه یادگیری دانشجویان کتابداری آنقدر هست که از آنها بخواهیم چهار تا مقاله بیشتر بخوانند و تحلیلگر باشند تا خواننده صرف؟ بنظرم يک کنفرانس اختصاصی درباره آموزش کتابداری باید برگزار شود تا بتوان به ابعاد مختلف اين مساله نگاه کرد.

حمید

تلفظ صحیح دانشگاه راتگرز است. بحث جالبی است.

علیرضا

حمید آقا، چند هفته پیش دو تا دانشجوی گروه ارتباطات دانشگاه راگرز مهمان ما بودند و کلی با هم صحبت کردیم و گفتند که راگرز درست است.

با عرض سلام خدمت شما از تلاش های بسیار ارزشمند شما ممنونم امیدوارم که به بزودی جایگاه ما کتابداران در جامعه روز به روزبهتر شود.باتشکر اجرکم عندالله

پریا

سلام آقای نوروزی .شما در سال 1386 چنین نکات جالب توجه ای رو گوشزد کردین اما الان در اردیبهشت 1391 اوضاع رشته کتابداری نسبت به زمان این نوشته هیچ تغییری نکرده البته نمیخوام بدبینانه قضاوت کنم وگرنه میگفتم بدتر شده . شما گفتین اما کی بود به صحبت های شما گوش کنه