بوروکراسی اداری: اعتماد یا بی اعتمادی ملی

و سرانجام پس از دو هفته سفر و خانه به دوشی، موفق شدم تا یادداشتی که در خانه نوشته ام را در دانشکده روانشناسی دانشگاه تهران روی وبنوشت خود بگذارم. به این واسطه از تمام دوستان مجازی (اینترنتی) و حقیقی خود صمیمانه سپاسگزاری می­نمایم. اگر دیگر نمی­نویسم تنها دلیلش عدم دسترسی آسان و سریع به اینترنت است. البته مشکلات زیادی دارم و با جو سازمانی ناسالم و بوروکراسی اداری موجود شدیداً دست و پنجه نرم می­کنم. در این کشور گاهی در جستجوی یک نامه ساده باید ساعت­ها در یک اداره بمانم و از چندین نفر خواهش و التماس کنم و سرانجام بی­نتیجه، خسته و کوفته به خانه برگردم.

برای من هنوز هم جالب است که خارجی­ها خیلی راحت به انسان اعتماد می­کنند و بر اساس قانون که پشت همه فرم­ها و تقاضانامه­های اداری که فرد پُرمی­کند نوشته است اگر نامه­ای یا گواهی­ای غیرواقعی ارائه شود فرد ممکن است متهم به پرداخت چندین هزار یورو جریمه شود و عملاً کسی دروغ نمی­گوید و مشکلی هم وجود ندارد. در طی چهار سال در خارج از کشور هر جا نامه­ای نشان می­دادم یا مثلاً ریزنمرات، گواهی، گواهینامه­ای یا مدرکی، هیچ سازمانی نگفت که باید ما از سازمان­ها و دانشگاه­های ایرانی درخواست تأیید کنیم و هیچگاه مشکل نداشتم. افسوس!

بعد از اتمام تحصیل تنها کاری که سفارت ج.ا. ایران و بخش علمی آن برای من انجام داد این بود که بلیط های بازگشت را ارسال کرد تا هرچه زودتر برگردم و هرگز نگفت که باید گواهی فراغت از تحصیل شما که توسط دانشگاه خارجی صادر شده است را ما باید تأیید کنیم و یک مهر بزنیم. اما امروز که برگشته ام، هیچ سازمانی در ایران مدرکم را قبول ندارد و می­گویند باید بفرستی سفارت ایران در پاریس تأیید کند.

وزارت علوم هم هیچ همکاری نمی­کند، و می­گویند برو وزارت امور خارجه و فلان سازمان و اصل مدرک را بفرست تا سفارت مهر بزند و پس از چندین ماه برگرداند. اما دو جمله نوشتم برای استادم و گفتم من توی ایران مشکل ارزیابی مدرک دارم اگر امکان دارد از دانشگاه بخواهید که یک گواهی فارغ التحصیلی دیگر برایم صادر کند و به همراه نامه فارسی که به صورت پی­دی­اف فرستادم، برای سفارت ج.ا.ایران ارسال نماید. چقدر اینها انسان هستند و به معنای واقعی آدم که سریعاً این کار را همان روز انجام داد و فرستاد به سفارت ایران و البته باید منتظر بمانم تا حضرات محترم آن را به وزارت علوم ارسال فرمایند.

خلاصه این قسمت کوچکی از مشکلات بوروکراسی و کاغذبازی است و ... و بازهم افسوس!

یادداشت روز

امروز توی یکی از بانک­ها  دیدم که نوشته است: "مشتریانی که باسواد نمی­باشند برای نوشتن مبلغ دریافتی یا پرداختی بایستی از مشتری دیگری کمک بگیرند و کارکنان شعب مجاز به درج مبلغ مذکور نمی­باشند." به راستی مشتری بی­سواد چه طوری این جمله را می­تواند بخواند؟!

پرسش روز

چرا کتابداران بیشتر به سمت شغل­های دولتی می­روند؟ پیشنهاد و راهکار ارائه بفرمایید. به زودی در مورد آن خواهم نوشت.

/ 9 نظر / 16 بازدید
لیلا محمدی

سلام. خير مقدم دوباره . و آرزوی موفقيت و رو به راه شدن همه کارها. داشتم افسوس می خوردم از جريان مدرک و ... . که يادداشت روز ( ماجرای بانک ) به قدری با مزه بود که نا خود آگاه بلند خنديدم. جوک زنده است ديگه . راجع به پرسش هم دلايل زيادی داره . که مهمترينش اجباره. از سالهای آخر دانشجويی بايد در روزنامه ها به دنبال آگهی استخدام باشند. البته چون بازار کار دولتی کتابداری اشباع نشده هم می تونه يکی از دلايل عمده باشه.

مهرداد جان نثار

با سلام فراخوان ارسال آثار دانشجويي فصلنامه اطلاع يابي و اطلاع رساني افتخار دارد تا پذيراي آثار دانشجويي اعم از مقاله، ترجمه، خبر و گزارش در حوزه كتابداري و علوم اطلاع رساني باشد.لذا كليه علاقمندان به اين امر براي چاپ آثار خود در شماره سوم اين نشريه - فصلنامه پاييز- مي توانند حداكثر تا تاريخ 20/7/86 از طريق وب سايت www.eem.ir و يا نشاني پستي و شماره نمابر اين نشريه اقدام نمايند با تشكر صاحب امتياز و مدير مسئول مهرداد جان نثار حسيني

شيما مرادی

چه بگويم،چه بگويم.... که هر چه گفتيد خاطراتِ نامراديها، بي نظميها، لجاجتها و خساستها در امور -به ويژه- اداري را تداعي كرد... در مورد روي آوردن به كارهاي اداري، فكر مي كنم اين گرايش در همه رشته ها تقريباً موجود است خصوصاً رشته هايي كه راه‌كارهاي كسب درآمد در خارج از سازمانهاي دولتي، در آنها به سختي انجام پذير است. تا وقتي كه در جامعه احساس امنيت شغلي و امنيت در آينده وجود نداشته باشد افراد به كار دولتي روي مي آورند كه بعداً از قِبَل بيمه و بازنشستگي و .. گذران زندگي كنند. البته اين مورد را در آمريكا به عينه ديده ام كه اقلاً شرقي ها با اين طرز فكر به مشاغل دولتي روي آورده اند.

مريم

بیان مشکل شما شاید حل مشکل من بود. يادم باشه حتما مدرکم رو بفرستم سفارت که دچار مشکل شما نشم. خوش باشيد.

س-ی

سلام کاغذ بازی .......... نمی دونم اين وضع تاکی ادامه خواهد داشت توی کشوری که مثلا دارای فرهنگ وتمدن چند هزار ساله است باورکنيد نه اثری ازفرهنگ است نه تمدن نه اسلام نه انسانيت اگرهم باشد صوری و سرکاری .......... بهتر نبود می مانديد؟ خيلی ها گفتن خوب شد برگشتيد اينجا به شما احتياج دارن . بله درست ولی اينقد بايد اين ور اون ور بريد تا يادتون بره که چی می خواستيد به شاگرداتون ياد بديد ..... پ

کرمی

سلام. خسته نباشيد. شايد باور نکنيد که طرح تحقيقاتی که من سال ۸۴ ارائه دادم به خاطر همين کاغذبازی ها و عوض شدن کارمن و گم شدن نامه ها هنوز بعد از دو سال بلاتکليف است و هر روز به من زنگ می زنند که فلان نامه شما هنوز دريافت نشده است. به قدری دنبال اين نامه ها رفتم و آمدم که آلان مدتی است عطايش را به لقايش بخشيدم و منتظرم شايد بقايای نامه ها و کارهای من در زير ميز کارمندی يا ميان زباله های آن اداره پيدا شوند.

علیرضا

سپاسگزارم که با پیشنهادهای ارزنده، هم اندیشی و همدردی خود مرا دلگرم می¬نمایید. درست است که برگشتم و مشکلاتی دارم و گاهی پشیمان می شوم اما وجود دانشجویان علاقه مند و دوستان بزرگی چون شما مرا دلگرم می کند تا به کارم ادامه دهم و بمانم. البته برخی از مشکلات حل شدنی است ولی افراد نمی خواهند حل کنند و باید پ پ پ (پول پارتی پول) داشته باشم، ولی من غیر از خدا کسی ندارم و در واقع پ پ پ ندارم اما انشالله که مشکلات نیز حل می شوند. با سپاس

neyestani

سلام علی رضا, تحول و پیشرفت (فردی , گروهی و سازمانی) همواره نیازمند انسانهایی است که در مقابل ناسازگاری محیطی با تلاش مقاومت می کنند. بدیهی است از جستجو و کوششی که از شما سراغ داریم, ثمره این سختیها ناچیز نخواهد بود. به امید بهروزی

عموحسينی

سلام وجود استادی چون شما برای تمام کتابداران و اطلاع رسانان ایرانی مغتنم است و شما بر مشکلات پیروز خواهید شد چرا که از سه بند پ:پارتی، پ: پول، پ: پشتکار سومی در وجود شما سرشار است. به اميد روزهای بهتر برای کتابداران