سپاس و ستایش

از تمامی دوستان و همکاران عزیزی که بر من منت نهاده و با ارسال پیام از طریق ایمیل، نامه، تلفن یا ارسال یادداشت در وبلاگ حاضر با حقیر ابراز همدردی نمودند صمیمانه سپاسگزاری نموده و از خداوند متعال برای آن عزیزان آروزی سلامت و موفقیت می­نمایم.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

در سال جاری دو حادثه زندگی­ام را شدیداً تحت تأثیر قرار داد: یکی خوب و یکی بد. حادثه خوب تولد دخترم بود که نصف وقتم را به خود گرفته است و حادثه بد درگذشت برادر جوانم بود که مرا تا ابد داغدار کرد. شاید اگر بعد از یکسال پزشکان ایرانی درست تشخص داده بودند و مسأله را جدی می­گرفتند این اتفاق نمی­افتاد، شاید اگر توی شهر زیبای تهران تزریقاتی بود و پرستاری به خاطر انسانیت انسان آمپول­های وریدی مخصوص را تزریق می­کرد امروز این اتفاق نمی­افتاد و ما داغدار نمی­شدیم. شاهدان گفتند که روز حادثه برادرم خیلی گشت شاید کسی آمپول­هایش را تزریق کند اما افسوس پرستاری به خاطر انسانیت انسان دل نسوزاند که جرأت به خود دهد و آنها را تزریق کند و ........ سرانجام او شبانگاه در خلوت تنهایی خود در اثر سکته مغزی درگذشت.

به­راستی اخلاق پزشکی در جامعه اسلامی ما کجا رفته است. چه بسیارند بیمارانی که در اثر سهل­انگاری پزشکان و پرستاران ایرانی جان خود را از دست می­دهند. هستند کسانی که بیماری قند خون دارند و پرستاران اشتباهاً به آنها سرم قند تزریق می­کنند و جان به جان تسلیم می­کنند و .......... هستند کسانی که در دنیای غرب و به قول مسلمانان، دنیای کفر، حتی هزینه بیمارستان را ندارند پرداخت کنند اما به­راحتی آنها را مداوا می­کنند و می­گویند که اخلاق پزشکی ما حکم می­کند که شما را مداوا کنیم؛ این­که پول ندارید هزینه­ها را پرداخت کنید، مشکل شما با قانون و دولت است..... اما من در ایران اسلامی با چشم خود دیدم که نگهبانان بیماری را تا دم در بیمارستان بیرون راندند، زیرا که نداشت همان لحظه هزینه بیمارستان را پرداخت کند.  

به یاد دارم ده سال پیش زمانی که عمل­های لیزری هنوز در ایران رسم نبود، برای این­که عینک نزنم عمل جراحی به روش RK Pacymetry انجام دادم. در عمل­های چشم معمولاً رسم بر این­است که دفعه نخست یک چشم و دفعه دوم چشم دیگر را عمل می­کنند. دکتر جهادی چشم راستم را عمل کرده بود و یک ماه بعد برای عمل چشم چپم که رفتم، همه پزشکان و دستیاران محترم و محترمه در اتاق عمل مجدداً چشم راستم را شستشو دادند و داروی بی­حسی در چشمم ریختند و دکتر جان با تیغه الماس زرد به سراغ چشمم آمد که داد زدم دکتر جان خواهش می­کنم، التماس می کنم، شما قبلاً این چشمم را عمل کرده­اید و ... وای اگر نمی­گفتم ممکن بود چه اتفاقی بیافتد؟

به راستی چرا دکترها ویزیت­های فله­ای انجام می­دهند، دارو کيلويی می نويسند و حاضر نیستند یک دقیقه برای بیماران وقت بگذارند؟

/ 5 نظر / 29 بازدید
کرمی

سلام. يک بار ديگر اين حادثه را به شما و خانواده محترمتان تسليت گفته و از خداوند برای شما و خانواده آن مرحوم طلب صبر و شکيبايی می نمايم. همه ما به نوعی چنين صحنه هايی را به وفور ديده ايم و عزيزانی را به خاطر چنين اشتباهاتی از دست داده ايم اما مرگ و زندگی و تقدير انسانها بدست خداست مابقی همه وسيله است اما نبايد با همين فکر که مرگ و زندگی دست خداست خود و ديگران را از اشتباه مبرا کنيم. بايد بگوييم همانگونه که شما گفتيد تنها می توانم بگويم صبر داشته باشيد.

حمید

جالبه که به خودشون زحمت ندادند یک نگاهی به پروندت بیندازند، یا شاید هم اصلا پرونده ای در کار نبوده. من چهار سال دانشگاه علوم پزشکی بودم دیدم چه کسایی دکتر و پرستار می شن!! البته انصافا در میانشان دانشجوی خوب و با مسئولیت کم نیست ولی آنها هم در این نظام گم هستند چون نظام اساس درستی ندارد. به هر حال خدا بهت صبر بده. این روزها اخبار داره من رو دیونه می کنه از بس خبرها ناگوار هستند. روزی 40-50 نفر تو عراق بی خودی می میرند. حالا هم که توی لبنان دارند قتل عام می کنند. حساب کن زندگی برای مردم بغداد چه شکلی داره. توی کشور ما البته نیازی به جنگ نیست مردم همینطوری واسه هیچی می میرند. دوستم چند روز پیش رفته ایران می گه فامیلهاشون داشتند می رفتند فرودگاه استقبال توی اتوبان تصادف می کنند و دست و پای چند نفرشون می شکنه. یکیشون هم دو تا انگشتش قطع می شه. باز خدا رو شکر کسی نمرده.

خانم سليمانی و فولادی

تولد دسته گل ات را تبريک ميگوييم . اميدواريم خداوند اين هديه را برای شما حفظ کند.

محمد زر ه ساز

سلام فقط می توانم يک دقيقه سکوت کنم به خاطر تسليت به خودم که عنوان مسلمان بودن را يدک می کشم و رفتارم از صد کافر بی دين بدتر است..........